کلبه تنهايي
به سراغ من اگر مياييدنرم واهسته بياييد. مباداکه ترك بردارد, چینی نازک تنهايي من
دوستان به شرافت ایرانیتون قسم به تمام خبرگزاری ها، همه جا پخش کنید،نگذارید خونش پایمال بشه..
در روز 25 خرداد در درگیریهای اصفهان یکی از دوستان ما به نام “حسین
اخترزند ” به طرز وحشیانه ای به شهادت رسید. “حسین اخترزند ” فرزند مرحوم
مرتضی ، 32 ساله (متولد 27 آذر ماه سال 1355) نان آور خانواده بود . وی در
روز دوشنبه25 خرداد ماه بعد از کار به سمت دروازه شیراز حرکت می کند .آنجا
کانون در گیریها بوده و عده ای بسیجی و لباس شخصی به دنبال تعدادی از مردم
می گذارند .و حدود 15 نفر از مردم از درب پارکینگ مجتمع پزشکان (واقع در
دروازه شیراز – بن بست هاله )وارد ساختمان می شوند و هر کدام به طبقه و یا
اتاقی پناه می برند . اما متاسفانه حسین و یک نفر دیگر که هنوز نامش را
نمی دانیم در پشت بام طبقه سوم به دست بسیجی ها می افتند و مورد ضرب و شتم
بسیار زیادی قرار می گیرند و بسیجی های بیرحم آنها را از طبقه ی سوم به
پایین پرتاب می کنند . شخص دیگر که همراه حسین بوده به دست لباس شخصی ها می افتد و طبق گفته
های شاهدان ، پرچمی دور بدنش پیچیده و او را به مکان نا معلومی برده اند .
اما بدن نیمه جان حسین را چند تن از مردم می بینند و یک پزشک انسان دوست
با بیمارستان شریعتی (واقع در 100متری محل وقوع ) تماس گرفته و اورژانس به
محل حادثه آمده است . و علیرغم مداخله ی نیروهای امنیتی که اجازه ی بردن
حسین به بیمارستان را نمی داده اند ، مردم تجمع کرده و با آمبولانس او را
به بیمارستان رسانده اند .اما متاسفانه در شامگاه در مقابل چشمان مادر و
خواهر و برادرانش جان سپرد .البته به گفته ی یکی از پرستاران وضعیت حسین
آنقدر وخیم بود که مرگ از زندگی برایش بسیار بهتر بود .زیرا که او قطع
نخاع شده بود و هیچ جای سالمی در بدنش نمانده بود . نیروهای امنیتی به خانواده حسین تاکیید داشتند که او در اثر سهل انگاری
روی ایرانیتهای پوسیده ی پشت بام افتاده و کشته شده است .حتی یکی از
فرماندهان سپاه چند روز پیش در یک سخنرانی باکمال بی شرمی اعلام کرد که ما
در اصفهان تنها یک کشته داشتیم آنهم به خاطر استعمال مواد مخدر ( شیشه )
بوده است . نیروهای امنیتی فشارهای زیادی را بر این خانواده وارد داشتند و از همه
نزدیکان تعهد گرفتند که کشته شدن حسین را تصادف اعلام کنند تا جنازه وی را
تحویل دهند . حتی در مراسم ختم 5 نفر مسلح ( 3 مرد و 2 زن ) را آوردند که
مراقب اوضاع باشند . تمام مراحل کفن و دفن او را یکی از عوامل خودشان
انجام داد و حتی زیارت عاشورا که موقع خاک سپاری خوانده شد را نیز یکی از
همین افراد خواند . ضمن اینکه موقع حمل تابوت از گفتن “الله اکبر” جلوگیری
کردند !!! اما خدا را شکر با همه ی این فشارها تمام مردم اصفهان از این قضیه
خبردار شدند و حتی آقای نکوئی ( رئیس ستاد میرحسین موسوی در اصفهان ) نیز
در مراسم وی شرکت داشت . این خبر در بسیاری از سایت ها و وبلاگها درج شده است . برخلاف اینکه امنیتی ها تاکیید داشتند که او خودش در اثر غفلت افتاده
اما آثار جراحات زیاد روی دست چپ ، پای چپ و راست ، کمر ، پهلو و پارگی
عمیق دست راست ( که در برگه ی پزشکی قانونی نیز ثبت شده است ) و نیز
شاهدانی که آنجا بوده اند و صدای ضرب و شتم و فریادهای حسین را شنیده اند
، همگی گواهی است بر اینکه او قبل از افتادن مورد ضرب و شتم زیادی قرار
گرفته است . امیدواریم این خبر را به گوش تمام جهان برسانید تا همه بدانند
” حسین اخترزند” را بیرحمانه تر و سنگدلانه تر از بقیه کشتند . آدرس منزل حسین : اصفهان . خیابان رباط دوم (شهید رضی) . خیابان
مخابرات . کوچه سلطانی . فرعی اول سمت راست . منزل اول سمت چپ (در سبز
رنگ) . طبقه ی دوم . آدرس قبر : باغ رضوان . قطعه 17 . بلوک 1 . روحش شاد و یادش گرامی ايراني با
غيرت صاحب
عزا
ست امروز عزا
ست عزا
ست امروز روز
عزا ست امروز ايراني با
غيرت صاحب
عزا
ست امروز قسم به بوسه آخر، قسم به تير خلاص قسم به آتش پنهان به زير خاكستر قسم به مشت برادر، قسم به خشم رفيق قسم به بال پرتو، به عطر فروردين كه خونبهاي تو خون سياه جلاد است كه خونبهاي تو اتمام اين زمستان است طنين نام تو در ذهن هر خيابان است به لحظه لحظه این روزهای سرخ قسم میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای بزرگداشت یاد کشته شدگان حوادث اخیر
تهران حدود ساعت چهار بعد از ظهر در بهشت زهرا حضور یافتند، اما مأموران
پلیس برای آنها محدودیت ایجاد کردند و با عزاداران درگیر شدند. همچنین
هزاران تن از معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران در مصلای
تهران و خیابان های اطراف آن تجمع کرده اند و شعارهایی در حمایت از
میرحسین موسوی سر داده اند. در این حال صدها نیروی پلیس ضد شورش در محل حاضر شده و با استفاده از باتوم و گاز اشک آور به متفرق کردن جمعیت پرداخته اند. گزارش
هایی از وقوع تجمع های اعتراضی در میدان ونک، خیابان مطهری، خیابان بهشتی،
خیابان حافظ شمالی، خیابان ولیعصر، خیابان زرتشت و خیابان فاطمی منتشر شده
است. پیش تر شاهدان عینی که در بهشت زهرا حاضر بودند، گفتند که آقای موسوی
کوشید که بر سر مزار ندا آقاسلطان، دختر جوانی که در جریان اعتراضات روز
۳۰ خرداد تهران کشته شد، حضور یابد، اما مأموران پلیس ضد شورش آقای موسوی
را احاطه کردند و در حالی که صدها تن از عزاداران شعار "یا حسین، میر حسین" سر می دادند، او را به اتومبیلش باز گرداندند. به
گفته شاهدان عینی، گروهی از عزاداران اتومبیل آقای موسوی را احاطه کردند و
کوشیدند مانع از رفتن آقای موسوی شوند، اما مأموران پلیس به زور راه را
باز کردند تا اتومبیل از محل دور شود. همچنین شاهدان عینی به خبرگزاری فرانسه گفتند که عده ای از عزاداران به
سوی گروهی از مأموران پلیس که مهدی کروبی را محاصره کرده بودند، سنگ پرتاب
کردند. در این حال سحام نیوز، وبسایت رسمی حزب اعتماد ملی (حزب آقای کروبی)
نوشته است که هم آقای کروبی و هم آقای موسوی توانسته اند برای لحظاتی بر
سر مزار ندا آقاسلطان توقف کنند و فاتحه بخوانند. پرس تی وی، تلویزیون انگلیسی زبان متعلق به حکومت ایران می گوید بین دو تا سه هزار نفر بر مزار خانم آقاسلطان گرد آمده بودند. در
ویدیویی که از این مراسم در سایت یوتیوب منتشر شده شعارهایی همچون
"نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم" و "مرگ بر دیکتاتور" شنیده می شود. خبرگزاری فرانسه به نقل از شاهدان عینی نوشته است که پلیس با باتوم و کمربند با عزاداران برخورد کرده است. خبرگزاری رویترز هم از بازداشت عده ای از عزاداران توسط نیروهای پلیس خبر می دهد. پیش تر وکیل مهناز محمدی، مستندساز ایرانی از بازداشت او، جعفر پناهی و رخساره قائم مقامی در بهشت زهرای تهران خبر داده بود. خانم
محمدی، آقای پناهی و خانم قائم مقامی صبح پنجشنبه به همراه تعداد دیگری از
فیلمسازان و مستندسازان ایرانی برای گذاشتن گل بر مزار کشته شدگان حوادث
اخیر به بهشت زهرا رفته بودند. مراسم روز پنجشنبه در بهشت زهرا به مناسبت چهلمین روز درگذشت کسانی برگزار شد که در اعتراضات روز ۳۰ خرداد در تهران کشته شدند. روز ۳۰ خرداد، یک روز پس از آنکه آیت الله علی خامنه ای در نماز جمعه
خواستار پایان یافتن اعتراضات خیابانی شد، تعداد زیادی از معترضان به
نتیجه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در اثر برخورد نیروهای
نظامی، انتظامی و بسیج کشته، مجروح یا بازداشت شدند. مقامات
ایران تعداد کشته شدگان حوادث آن روزهای تهران را حدود ۲۰ نفر اعلام
کردنداما مخالفان دولت می گویند تعداد کشته شدگان بیش از این ها است. برخی
از مسئولان نظامی و انتظامی ایران کشته شدن این افراد را به "اغتشاشگران"
نسبت داده اند، اما مخالفان می گویند که نیروهای حکومتی به سوی معترضان
تیراندازی می کردند. سبز يعني کهنه عشق ماندگار سبز يعني انتهاي فصل سرد سبز يعني سيدي از اهل درد سبز يعني يک جهان مظلوميت سبز يعني صبر بر محروميت سبز يعني يک رسانه، يک پيام سبز يعني سيدي والامقام سبز يعني يک نماد زندگي صلح و ايمان، عدل و دين، آزادگي سبز يعني مهرورزي بر همه سبز يعني راه پاک فاطمه سبز يعني اعتقاداتي قوي سبز يعني ميرحسين موسوي سبز يعني رهنوردي پرتوان سبز يعني ملتي، پير و جوان سبز يعني سبزي خضراي دوست سبز يعني موسوي را دار دوست سبز يعني عشق آن پير خمين سبز يعني راه مولامان حسين سبز يعني انحلال خشم و کين بازگشتي سبز بر آيين و دين سبز يعني ماجراجويي تمام بازگشتن بر ره سبز امام سبز يعني سادگي، فرزانگي هشت سال ِ جنگ و خون ، مردانگي سبز يعني استواريِّ امام در دفاع از موسوي و والسّلام سبز يعني مرد فرهنگ و هنر از سرانگشتش بود صدها اثر سبز يعني مرد ايمان و عمل سبز يعني نه دروغ و نه دغل سبز يعني دوربرگردان بس است حرف بس باشد چو در خانه کس است سبز يعني بر زمستان والسلام بر بهارنو به آزادي سلام طالب سبزم، نه ارکان ريا بهر حفظ موسوي مهدي بيا
بسم
الله و با لله
بسوی
فرعون برو که او (بر
خدا)
طغیان
کرده....
آقای
خامنه ای : نمیگویم
مقام عظمای ولایت، که دیگر بر من و امثال
من ولایتی ندارید و برایتان مقامی قائل
نیستیم
، حالا عظمتش بماند !!!
اول
بگویم که من نماینده نسلی هستم که دو سال آخر
جنگ با همان سن وسال کم در جبهه بودیم و
هنوز
آثار عشق بازی با حضرت یار بر پیکرمان
باقی است. آنروز
شوم که امام عاشقان رخت بر
بست،
هنوز در حال و هوای جبهه بودیم و بیم خطر برای
کشور بود که آیت اللهی یک شبه شما را
برتافتیم
و بخود قبولاندیم که شاید مصلحت میهن و
ملت باشد..... در
تمام این بیست سال ، روزی آسوده نبوده ام، از
بوسنی تا لبنان و از عراق تا افغانستان
مشغول نبرد
و جان ناقابل را بر کف گرفتم تا کیان این ملت
و آبروی تشیع علوی برقرار و مصون باشد.
اما
به همان دلیل که سالها به استقبال شهادت
رفته ام ،
امروز
جان بر سر کلمه حق نهاده ام ؛
اینها
را میگویم و یقین دارم آدمکشان باند فلاحیان
واوباش احمدی نژاد به قتلم کمر میبندند
و
زهی
سعادت، که من سالها پیش از بزرگ مردی
وعده
شهادت گرفته ام ،آنهم بدست شقی ترین
افراد
و مگر امروز در این دیار شقی تر از اینها
که گفتم هست ؟؟!!!
جناب
خامنه ای :
بهترین
سربازانتان را به غلام بچه دروغگوی بی
مقداری فروختید و صد البته زیان کردید! اینجا
سوریه نیست تا بعد از حافظ اسد نوبت به بشار
برسد، سپاه ما هم ارتش بعثی سوریه نیست
تا
با جیره بیشتر ساکت بماند و ملت ما هم عرب
نیستند !!!
مجتبی
پسرتان حکم اجتهاد بگیرید و آن بزرگمرد
عالم
تشیع،
مرحوم بهجت ، قاطعانه مخالفت کرد گمانم
تقویت شد که
پروژه ای در حال اجراست و خوب میدانید
که جز مصباح یزدی و فاضل لنکرانی کسی به
مجتبی مجوز اجتهاد نداد و این هم کافی
نبود
.
حتی
مکارم شیرازی هم مخالف این امر بود .
امروز
که میبینم فرماندهی و نظارت بر عملیات
سرکوب
را به مجتبی محول کرده اید دانستم که
واقعیت امر چیست !!!
با
وخامت سرطان شما، قرار شده که
ریاست
جمهوری به شکل مادام العمر شود و مجتبی
هم
بشار
اسد ایرانی !!!
و
برای ریاست جمهوری
نیاز
به ابلهی گوش به فرمان و آنقدر حقیر که
رهبری
آن بچه را قبول کند و خوب میدانید که
مردان
بزرگی مثل سردار رضایی و موسوی اهل این
بازیها
و وطن فروشیها نیستند....
پس
، پروژه را با این تقلب زشت شروع کردید
و
با ترور برنامه ریزی شده سرداران و مردان
بزرگ
عرصه قدرت ادامه دادید، حال یا ترور
فیزیکی
یا شخصیتی .
مهمترین
مانع شما در این راه
شخص
هاشمی و باند او هستند.
راستی
،
اگر
هاشمی دزد و غارتگر است چرا بیست سال سکوت
کردید
؟؟!!
مردم
احمق نیستند و میدانند که حمله
احمدی
نژاد به هاشمی با دستور و اجازه شما
انجام
میشود ، شما حاضرید همه موانع ادامه
حکومت
موروثی را به هر قیمتی ولو از دست دادن
بهترین
یارانتان از میان بردارید و این همان
است
که قرآن میفرماید :
چه
تجارت زیانباری !!!
سالها
بود از خود میپرسیدم چرا یک عضو
حزب
الله لبنان به اندازه یک سرهنگ پاسدار
مواجب
میگیرد
و این روزها که این سگهای هار را به
جان
مردم انداختید دانستم ، اینها که در برابر
ارتش
اسراییل مثل کودکان به ما پناه می آوردند
،
امروز
کارشان به جایی رسیده که به ناموس ما
تعدی
میکنند ، ای ننگ بر باعث و بانی این جنایت
باد !
و
به آنکه جانم بدست اوست سوگند که تا
تقاص
برادران و خواهرانم را از این جانیان
نگیرم
آسوده
نخواهم نشست ؛ اگر کیان ملتم و میراث یاران
شهیدم جز با خون من پایدار نیست ،
پس
ای گلوله ها :
دریابید
مرا !!!
بله
حضرت آقا با این جماعت در افتادید که
صدام
با آنهمه اهن و تلپش عاجز از دستشان شد ،
شما
که جای خود دارید
. کلام
آخر اینکه بدانید از امروز حساب ما از
شما
جدا شده ، به هیچ عنوان روی ما حساب نکنید
و
توقع
برادر کشی و روی مردم اسلحه کشیدن
از
ما هم که عین حماقت است!
متاسفانه
شما مانده
اید
با مشتی جیره خوار لبنانی و جمعی
دریوزگان
پست و مقام که به درد روز معرکه نمیخورند
، و
در
انتها اگر نه در این سرای فانی اما محاکمه
ما
و
شما روز حساب در محضر زهرای اطهر
(س)
که
آنجا به یقین یاران شهیدم مدعیان و
شکات
شما هستند و اصلا حاضر نیستم آنروز در
جمع
شما و عمله جورتان باشم ، پس به راه
خود
روید و ما هم به تکلیف شرعی و سوگند
پاسداریمان
عمل میکنیم ، الوداع معترضان به نحوه برخورد حکومت ایران با مخالفان دولت این کشور، روز شنبه ۳ مرداد (۲۵ ژوئیه) در سراسر جهان در تجمع هایی خواستار پایان یافتن این برخوردها و آزادی زندانیان سیاسی در ایران شدند. بعضی
از سرشناس ترین گروه های بین المللی مدافع حقوق بشر مانند عفو بین الملل و
سازمان دیده بان حقوق بشر از مراسم "روز جهانی اتحاد برای ایرانیان" که در
بیش از هشتاد شهر جهان برنامه ریزی شده بود، حمایت کردند. تظاهرکنندگان
می گویند که صدها و حتی هزاران تن از مردم ایران در جریان اعتراض به نحوه
برگزاری و نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری این کشور بازداشت شده
اند و باید آزاد شوند. در لندن هزاران
تظاهرکننده در مقابل ساختمان سفارت ایران تجمع کردند. تجمع های مشابهی در
بروکسل، آمستردام، برلین، مسکو، اسلام آباد، ژنو، سیدنی، ملبورن، آدلاید،
کانبرا، توکیو، سئول و چند شهر دیگر برگزار شده است. تظاهرکنندگان
در لندن علیه دولت محمود احمدی نژاد شعار دادند و پارچه نوشته هایی حمل
کردند که بر آنها نوشته شده بود: "آزادی برای ایران"، "رأی من کجا است؟" و
"نه! نمی توانید". در آمستردام، شیرین
عبادی، برنده ایرانی جایزه صلح نوبل برای صدها تظاهرکننده سخنرانی کرد و
از جامعه بین المللی خواست که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایران را
نپذیرند و خواستار برگزاری مجدد انتخابات با نظارت سازمان ملل شوند. او در مورد تبدیل شدن ایران به یک زیمبابوه دیگر هشدار داد. dostane aziz be in webloge doste man ham sari bezanid va bebinid ke pasdaran baraye in etefaghatde oftade che migoyand www.hakcer1988.blogspot.com ده روز پس از ابلاغ قانون مبارزه با جرائم رايانهاى،
ارائهكنندگان خدمات وب فارسى، يكى پس از ديگرى به كاربران خود اخطار
مىدهند كه امكان حفظ اطلاعات شخصى آنها را ندارند و تلويحا از ايشان
خواستهاند كه از سرويسهاى مشابه خارجى استفاده كنند. براى
نخستين بار محمد جواد شكورى، مدير سايت كلوب، نخستين شبكه اجتماعى مجازى
ايرانى، بود كه در روزهاى پرتنش روزهاى پس از انتخابات دهمين دوره رياست
جمهورى ايران در اطلاعيهاى به كاربران خود در مورد اجبار سرويسدهندههاى
اينترنتى كشور به ارائه اطلاعات كاربران به دستگاههاى حكومتى اخطار داد و
نوشت: "نظر به امكان عدم اطلاع و توجه برخى از اعضا، به ويژه جوانترها از اهميت دستورات مقامات قضايى و متن قانون جرايم رايانه اى، كه ظرف چند روز
گذشته به تصويب نهايى رسيده است به اطلاع مىرساند وفق مواد ۳۲ و ۳۳ قانون
مزبور كليه ارائهدهندگان خدمات دسترسى (ICP – ISP ) و خدمات ميزبانى
(سايتها – سرويسهاى وبلاگنويسى و ...) مكلفند طبق دستور صادره مراجع
قضايى، اطلاعات كاربران از جمله IP آنها را به مقامات و ضابطين قضايى
تسليم نمايند." عليرضا شيرازى، مدير بلاگفا
- يكى از سرويسدهندگان محبوب وبلاگ در ايران - نيز در نخستين روز مرداد
ماه، در وبلاگ خود به سئوالات كاربران خود در مورد شرايط جديد توليد محتوا
در فضاى وب فارسى پاسخ داد و با تاكيد بر شرايط ويژه و "سختى" كه اينترنت
ايرانى در روزهاى پس از انتخابات گذراند در پيامى واضح و مشخص به عنوان
مدير بلاگفا از كاربرانى كه "مىخواهند يك وبلاگ سياسى با ادبيات تند و يا
يك وبلاگ پورنو را مديريت كنند" خواست "از يك سايت خارجى استفاده كنند." اين
موضعگيرىها چند روز پس از آن انجام مىشود كه روز بيست و دوم تيرماه و
در حالى كه اينترنت تبديل به اصلىترين رسانه معترضان به نتايج انتخابات
شده بود، دولت قانون مبارزه با جرائم رايانهاى را رسما براى اجرا ابلاغ
كرد. اين قانون كه تدوين آن در قالب يك
لايحه از اسفندماه سال ۸۰ و با هدف اوليه ايجاد فضاى ايمن براى كسبوكار و
فعاليت در فضاى اينترنت آغاز شده بود، راه پر فراز و نشيبى را تا تصويب
گذراند و بررسى آن در مجلس شوراى اسلامى بيش از يك سال به طول انجاميد و
تاييد آن از سوى شوراى نگهبان نيز چند ماه زمان برد. اما
در نهايت آنچه تصويب شد و از اين پس قرار است به عنوان چارچوب اصلى فعاليت
قانونى در فضاى مجازى ايران تلقى شود، نگرانىهاى گستردهاى در خصوص سلب
آزادىهاى مدنى در ميان كاربران به وجود آورده است. عليرضا شيرازى با اشاره به محدوديتهاى گستردهاى كه در دوره پس از
انتخابات در اينترنت اعمال شده است، درباره اين نگرانىها در وبلاگ خود
مىنويسد: " اين روزها كمتر پيش مى ايد كه وقتى با دوست يا آشنايى برخورد
مى كنم و يا وقتى كامنتهاى وبلاگم را چك مى كنم با اين ترديدها و ترسها
مواجه نشوم." "برخى از دوستان از اين
مىهراسند كه آنچه در وبلاگ يا وبسايت خود منتشر مىكنند باعث ايجاد مشكلاتى براى آنها شده و ترسى كه همواره كاربران ايرانى از شناسايى و
برخورد احتمالى داشتهاند بيش از هر زمانى مطرح شده است." او
در ادامه در خصوص مخاطرات احتمالى انتشار محتواى اينترنتى براى كاربران
اينترنتى، با اشاره به امكانات فنى نهادهاى ذيربط براى شنود و رديابى
كاربران مىنويسد: "حقيقت ديگر آن است كه اگر قرار به شناسايى فرد يا
فعاليتى در اينترنت باشد همواره كارشناسانى هستند كه اينكار را بلد هستند." "به
دست آوردن آى پى (آدرس اینترنتی) يك وبلاگنويس حتى در يك سرويس وبلاگ
خارجى براى فردى كه آشنا با مسائل شبكه و امنيت است كار سختى نيست و چه
بسا يك نوجوان علاقمند نيز توانايى چنين كارى را داشته باشد. قاعدتا
اينكار براى نهادى كه بتواند بر ترافيك اينترنت كشور نيز نظارت كند كار به مراتب سادهترى است و اگر ديگر توانايىهاى اطلاعاتى و نظارتى را هم كنار
اين قضيه بگذاريم متوجه خواهيم شد كه شناسايى افراد براى يك نهاد حكومتى
كار سختى نيست." مدير بلاگفا دامنه شنود و
نظارت بر اطلاعات كاربران را به صفحات وب محدود نمىداند و معتقد است علاوه بر امكان تحت نظر گرفتن صفحات وب و شنود سرويسها و نرمافزارهاى
چت، "اگر قرار به قدرت نمايى فنى باشد ناظران و كنترلكنندگان شبكههاى
اينترنتى و شركتهاى ISP حتى مىتوانند آى پى و نام كاربرى و كلمه عبور
كاربران يك سايت خاص (مثلا يك سرويس وبلاگ) را بدون اطلاع كاربر و مدير سايت ذخيره كنند." اقدام مديران كلوب و
بلاگفا در ترسيم فضايى كه در آن مشغول به فعاليت هستند، هر چند باعث
افزايش زمزمههاى مهاجرت از اين سرويسدهندهها و تحريم ايشان شده اما
برخى از كاربران ايرانى در وبنوشتههاى خود از آن به عنوان اقدامى
شجاعانه و قابل تقدير ياد مىكنند. dostane aziz be in webloge doste man ham sari bezanid va bebinid ke pasdaran baraye in etefaghatde oftade che migoyand www.hakcer1988.blogspot.com مسعود هاشم زاده از کشته شدگان حوادث اخیر مسعود هاشم زاده، جوان ۲۷ ساله ای است که در ناآرامی
های ۳۰ خرداد ماه در محدود خیابان شادمان و نصرت در تهران به ضرب گلوله ای
کشته شد. میلاد هاشم زاده برادر کوچکتر مسعود می گوید زمان مرگ مسعود فقط
پدرش و او در تهران بودند و بقیه خانواده در شمال زادگاه پدری مسعود به سر
می بردند. به این ترتیب مسعود هاشم زاده یکی
دیگر از کشته شدگان ناآرامی های بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران
است که نام و شیوه کشته شدنش در رسانه ها مطرح می شود. پیش از این ندا آقاسلطان، سهراب اعرابی، یعقوب بروایه و محمد کامرانی از جمله کشته شدگان
حوادث اخیر بودند که نامشان در رسانه ها مطرح می شود. میلاد
با اشاره به اینکه مسعود ساعت شش بعداز ظهر روز ۳۰ خرداد برای دیدار با
یکی از دوستانش در اطراف منزل به خیابان شادمان مراجعه کرده بود، می گوید:
"زمانی که به خانه رسیدم پدرم تنها بود و من قبل از رسیدن به خانه درگیری
ها و شلوغی ها را دیده بودم، نگران شدم و به سوی خانه دوستش رفتم، به چهار
راه نصرت داخل خیابان شادمان که رسیدم دیدم صدای تیر می آید و یک سری تیر
خورده اند." به گفته آقای هاشم زاده
درمانگاهی در آن محل وجود داشت که مجروحان و زخمی ها را به آنجا می بردند.
برادر کوچک مسعود هاشم زاده ادامه می دهد: "زمانی که به درمانگاه رسیدم از
روی ساعت، انگشتر و لباس مسعود، او را شناختم و از دیدن صحنه جا خوردم." از آنجایی که اقوام درجه یک مسعود هاشم زاده در تهران نبودند، قرار بر
این می شود که پیکر او را به زادگاهش در شمال ایران در اطراف رشت منتقل
کنند. میلاد هاشم زاده با اشاره به درگیری های زیادی که در آن زمان در
تهران بوده است می گوید: "دنبال آمبولانس ولی اصلا آمبولانسی برای انتقال
مسعود نبود. در این رفت و آمدها پسر صاحبخانه گفت که او با ماشین شخصی اش
به شهرستان می برد. دکتری هم که آنجا بود گفت برای انتقال به شهرستان
گواهی فوت می نویسد." میلاد هاشم زاده و پسر
صاحبخانه با ماشین شخصی پیکر مسعود را به شهرستانی در حوالی رشت می برند،
آقای هاشم زاده اضافه کرد:" ساعت پنج و نیم صبح یک شنبه به زادگاه خود سمت
رشت رسیدیم. شبانه برادر و پسر خاله هایم را در جریان گذاشتم که مسجد
آماده کنند، شورای محل و بستگان و اهالی محل بودند." آقای
هاشم زاده ادامه داد: "زمانی که ما رسیدیم به ما گفتند مسعود را نمی
توانیم در آنجا خاک کنیم، دلیلش را کامل نبودن مجوز اعلام کردند. به ما
گفتند مسعود باید به پزشکی قانونی برده و علت فوتش کاملا مشخص شود. بعد از
آن من و راننده ماشین را برای بازجویی به آگاهی بردند که چرا این اتفاقات
رخ داده است و تا ۴۸ ساعت بعد بازداشت بودیم. نگذاشتند من در مراسم خاکسپاری برادرم شرکت کنم." به گفته برادر کوچک مسعود هاشم زاده در گواهی فوت از طرف پزشکی قانونی
نوشته شده است، اصابت گلوله به قلب و سوراخ کردن ریه، پارگی ریه و خونریزی
داخلی و خارجی شدید. میلاد هاشم زاده در بخش
دیگری از گفت و گو با اشاره به ایجاد محدودیت هایی برای خانواده هاشم زاده
می گوید: "بعد از روز ۳۱ خرداد که مراسم تشییع انجام شده که من نبودم،
خانواده ما به خانه بستگان می روند و ما هم آزاد شدیم. روز یک تیرماه بود
که برای مراسم سوم مسعود آگهی زدیم و به دنبال حجله و مراسم بودیم. به محض
پخش اعلامیه مطلع شدیم آمدند و اعلامیه را کندند. شب هم تماس گرفتند که می
خواهید مراسم برگزار کنید. تا زمانی که علت فوت مسعود مشخص نشده حق
برگزاری مراسم را ندارید." روز بعد از این
تماس خانواده هاشم زاده برای یافتن علت عدم برگزاری مراسم مراجعه می کنند اما به گفته میلاد هاشم زاده توضیح خاصی به آنها داده نمی شود. آقای هاشم
زاده افزود: "آنها گفتند اگر مراسم بگیرید هم برای خود و هم خانواده سخت
می شود. خیلی زودتر بروید تهران و نمانید." خانواده هاشم زاده با امضای تعهدی اجازه پیدا می کنند که بدون برگزاری مراسم بر سر خاک بروند و تجمعی به هیچ عنوان شکل نگیرد. خانواده
هاشم زاده با خانواده سهراب اعرابی یکی دیگر از کشته شدگان حوادث اخیر
ملاقات داشتند. همچنین میرحسین موسوی و تعدادی از اعضای ستاد او برای
دلجویی از خانواده هاشم زاده به دیدار آنها رفته اند. مادران صلح و مادران
عزادار نیز با مادر مسعود هاشم زاده دیدار کردند. گروه سياسي ـ سپاه پاسداران به کساني که در فضاي سايبر نسبت به تبليغ
آشوبگري و تهديد مردم و شايعهپراکني اقدام مينمايند، هشدار داد که
اقدامات قانوني مرکزجرايم سايبري ميتواند براي آنها بسيار سنگين باشد و
از آنان خواسته نسبت به حذف محتويات مطالب اينچنيني از سايت و وبلاگهاي
خود اقدام نمايند. حالا سپاه پاسداران نگاه کن افرادي که بايد بازخواست شوند از آنجائی که حجت السلام طائب فرمانده نیروی مقاومت بسیج اعلام کرده است
که بسیجیان در برخوردهای اخیر به هیج وجه از سلاح گرم استفاده نمی کنند و
آشوبگران در لباس بسیج به جنایت می پردازند ، برای کمک به این فرمانده
بسیج یک آشوبگر دیگر را شناسایی نموده . به روی ملت آتش گشوده است . خراسان پشت فروشگاه قدس کوچه نائب اطرافیان و همسایگان وی
را هشیار سازند که این بسیجی یک قاتل است ! باید این افراد رسوا بشوند و
بدانند گرچه در سایه امن حکومت اسلامی میتوانند دست به هر جرم و جنایتی
حتی آدم کشی بزنند اما باید به ملت جوابگو باشند در دو عکس فوق شما "حسین منیف اشمر " را در کنار دو عضو دیگر حزب الله
لبنان می بینید که با در دست داشتن بی سیم و اسلحه ای که در زیر پیراهنش
مشهود می باشد در خدمت سرکوبگران و یا بهتر بگویم کودتا چیان سپاه می باشد
.حالا دیگر با وجود این عکسها می شود بطور مشخص و مستند اعلام کرد که بله
در سرکوبهای اخیر سپاه از حزب الله لبنان استفاده نموده است واینجاست که
معلوم می شود پس آنهمه کمک مالی و تسلیحاتی به حزب الله لبنان بیهوده
نبوده و این کمکها و مساعدتها یکطرفه نیست و حزب الله لبنان نیز در مواقع
لزوم به یاری جمهوری اسلامی می شتابد پسر
مهدی کروبی می گوید که آقای کروبی هنگام ورود به دانشگاه تهران برای شرکت
در نمازجمعه با حمله نیروهای لباس شخصی روبرو شده که به او "فحاشی" کرده
اند و عمامه را از سر او انداخته اند. سحام
نیوز، وبسایت رسمی حزب اعتماد ملی روز جمعه ۲۶ تیر (۱۷ ژوئیه) به نقل از
حسین کروبی نوشته است که پدرش ابتدا در خیابان های اطراف دانشگاه تهران
پیاده به سمت محل برگزاری نماز می رفت و گروه بزرگی از حامیان اصلاح طلبان
او را همراهی می کردند، اما پلیس ضد شورش اقدام به "تیراندازی هوایی" کرده
است. به گفته او، آقای کروبی در این هنگام
از همراهانش خواسته که جلوتر نروند و خود با اتومبیل به مقابل دانشگاه
تهران رفته است، "ولی هنگامی که پیاده شد، تعدادی از نیروهای لباس شخصی
مقابل در ایستاده و به او حمله کردند و او را مورد تعرض قرار دادند، به
طوری که عمامه او از سرش افتاد". پسر آقای کروبی گفته است که حمله کنندگان "الفاظ بسیار زشت و زننده ای"
علیه آقای کروبی به کار برده اند، اما محافظان او توانسته اند او را به
داخل جایگاه ویژه ببرند. او می گوید که پس
از آن از فرمانده لباس شخصی ها شنیده که با بی سیم از نیروهای خود تشکر می
کرده و به آنها می گفته که کارشان را بسیار "خوب انجام" داده اند. حسین
کروبی گفته است که بعد از پایان نمازجمعه، هنگام خروج از دانشگاه هم لباس
شخصی ها به آقای کروبی فحاشی کرده اند، اما با این حال او در راه بازگشت
به خانه در چند خیابان از اتومبیل پیاده شده و با مردم گفت و گو کرده است. پسر
آقای کروبی همچنین از صحنه هایی سخن گفته که در بازگشت از نماز جمعه به
چشم دیده است: "هنگامی که قصد بازگشت به منزل را داشتم شاهد آن بودم که
تعدادی از نیروهای لباس شخصی اطراف یک ماشین پژو پرشیا جمع شده اند و
البته دو نفر از آنها به روی سقف آن ماشین ایستاده و اقدام به تخریب آن می
کردند. در همین حال مشاهده کردم که سرنشینان ماشین نیز زخمی شده اند و
گویی که رگ دستان آنها را زده باشند، خون به آسمان فواره می زد". ساعتی
پس از پایان نمازجمعه تهران، مرتضی تمدن، استاندار تهران و رئیس شورای
تأمین این استان، حمله به آقای کروبی را حادثه ای "مشکوک" توصیف کرد و از
نیروهای انتظامی و امنیتی خواست که عاملان آن را شناسایی و به مراجع قضایی
معرفی کنند. دو روز پیش تر سجاد صفار هرندی،
پسر محمدحسین صفار هرندی (وزیر ارشاد دولت نهم و سردبیر سابق کیهان) در
وبلاگ خود نوشته بود: "اگر موسوی و خاتمی به نماز جمعه بیایند شک نکنید که
برای تکرار ماجرای فحش و کتک خوردن عبدالله نوری و مهاجرانی در تابستان ۷۷
آمده اند و وقتی به این نیت آمده اند معلوم است که این اتفاق نباید بیفتد". حمله به کوی دانشگاه تهران ظاهرا در نخستین ساعات روز دوشنبه پس از انتخابات صورت گرفت روزنامه گاردین چاپ بریتانیا گزارشی در شرح وقایع حمله پس از انتخابات به کوی دانشگاه تهران از زبان شاهدان یعنی چاپ کرده است. این
جامع ترین گزارشی است که تاکنون از وقایع ساعات نخست دوشنبه 25 خرداد ماه،
که طی آن نیروهای امنیتی دولت ایران به خوابگاه دانشگاه تهران حمله کردند،
منتشر می شود. گاردین می نویسد حمله آن شب درحالی رخ داد که تهران دو روز پس از انتخابات هنوز از خشم بروز "تقلب" آرام نداشت. گاردین
می نویسد: "در داخل خوابگاه در خیابان امیر آباد شمالی دانشجویان برای
خواب آماده می شدند، هرچند اعصاب متشنج بود. تنها ساعاتی پیشتر چندین نفر
در برابر در اصلی دانشگاه کتک خورده بودند." این
روزنامه می نویسد: "آنچه بعد از آن اتفاق افتاد به یکی از رویدادهای محوری
در ناآرامی های پس از انتخابات بدل شد؛ پلیس با یورشی خشن به داخل خوابگاه
ها به شکستن قفل ها و بعد استخوان ها پرداخت، به ده ها دانشجو حمله کرد،
بیش از 100 نفر را با خود برد و پنج نفر را کشت. مقام ها هنوز این حمله را
انکار می کنند اما شرحی که از مصاحبه با پنج فرد حاضر در حادثه به دست می
آید، داستانی متفاوت را بازگو می کند." یکی
از 133 دانشجویی که آن شب دستگیر شدند به گاردین گفت: "ما آماده خوابیدن
می شدیم که ناگهان صدای شکسته شدن قفل ها توسط آنها که می خواستند وارد
اتاق شوند را شنیدیم. پیشتر آنها را درحال کتک زدن دانشجویان دیده بودم
اما تصور نمی کردم داخل بیایند. این حتی خلاف قوانین ایران است." پلیس
با یورشی خشن به داخل خوابگاه ها به شکستن قفل ها و بعد استخوان ها
پرداخت، به ده ها دانشجو حمله کرد، بیش از 100 نفر را با خود برد و پنج
نفر را کشت. مقام ها هنوز این حمله را انکار می کنند اما شرحی که از
مصاحبه با پنج فرد حاضر در حادثه به دست می آید، داستانی متفاوت را بازگو
می کند گاردین به
نوشته گاردین 46 دانشجو از یکی از خوابگاه ها دستگیر و به زیر زمین وزارت
کشور در آن نزدیکی در خیابان فاطمی منتقل شدند. همانجا در طبقات بالایی
ساختمان بود که شمارش آرا - و به ادعای هواداران نامزدهای مخالف، تقلب در
آرا - در جریان بود. 87 دانشجوی دیگر به یک ساختمان امنیتی پلیس در خیابان
حافظ برده شدند. دانشجویان از شکنجه و بدرفتاری در آنجا سخن می گویند. در
این گزارش آمده است: "پنج نفر جان باختند: فاطمه براتی، کسری شرفی، مبینا
احترامی، کامبیز شعاعی و محسن ایمانی. آنها روز بعد در بهشت زهرای تهران
دفن شدند که گزارش می شود بدون مطلع کردن خانواده های آنها بود. تحکیم
وحدت، یک سازمان دانشجویی، نام آنها را تایید کرده است." در
ادامه گزارش گاردین آمده است: "شاهدان عینی گفتند که این دو دختر و سه پسر
هدف ضربات مکرر باتوم برقی در ناحیه سر قرار گرفتند. به خانواده هایشان
اخطار داده شد درباره بچه هایشان صحبت نکنند و مراسم ترحیم برگزار نکنند -
مانند والدین ندا آقا سلطان، که چهره اش پس از پخش فیلم کشته شدن او به
ضرب گلوله در خیابان، با جنبش اعتراضی مترادف شد." براساس
قوانین ایران پلیس، اعضای سپاه پاسداران و سایر نیروهای مسلح و شبه نظامی
حق ورود به دانشگاه ها را ندارند - که میراث طغیان سال 1999 دانشجویان است
که تا ماه گذشته جدی ترین ناآرامی ها در ایران پس از انقلاب اسلامی بود. یک
دانشجو حوادث یکشنبه شب را چنین برای گاردین بازگو کرد: "پلیس به داخل
خوابگاه ها گاز اشک آور شلیک کرد، ما را زد، پنجره ها را شکست و مجبورمان
کرد بر زمین دراز بکشیم. من حتی تظاهرات هم نکرده بودم اما یکی از آنها
رویم پرید، پشتم نشست و مرا زد. و بعد درحالی که تظاهر می کرد در جستجوی
چاقو و تفنگ است، از من سوءاستفاده جنسی کرد. تهدیدمان می کردند که ما را
حلق آویز کنند و به ما تجاوز کنند." به
گزارش گاردین یک دانشجوی دیگر ماجرا را اینطور شرح داد: "پلیس ضدشورش در
دو صف ایستادند و با بالا گرفتن سپرهایشان یک تونل تشکیل دادند. آنها
وادارمان کردند بارها از میان آن بدویم. ما را می زدند و بر سپرهایشان می
کوبیدند. پای یکی از هم اتاقی هایم شکسته بود اما باز هم وادارش کردند
بدود." پلیس
به داخل خوابگاه ها گاز اشک آور شلیک کرد، ما را زد، پنجره ها را شکست و
مجبورمان کرد بر زمین دراز بکشیم. من حتی تظاهرات هم نکرده بودم اما یکی
از آنها رویم پرید، پشتم نشست و مرا زد. و بعد درحالی که تظاهر می کرد در جستجوی چاقو و تفنگ است، از من سوءاستفاده جنسی کرد. تهدیدمان می کردند که
ما را حلق آویز کنند و به ما تجاوز کنند یک دانشجو در گفتگو با گاردین گاردین می نویسد که دیگران رفتار مشابهی را از بسیجی ها دیده بودند. یک
دانشجو به این روزنامه گفت: "یک بسیجی که پشتم نشسته بود به من گفت: 'پسر
خوشگله الان هفت ساله که کسی را ..... وقتی رسیدم نشونت می دم که چکار می
تونم باهات بکنم.' آنها ما را آزار می دادند و مدعی بودند که به آنها یا
رهبر توهین کرده ایم." به نوشته گاردین یک
دانشجوی دیگر درحالی که گریه می کرد گفت: "ظرف یک ثانیه فهمیدم که این
ساختمان اصلی وزارت کشور در خیابان فاطمی است. باورم نمی شد، سیاستمداران
ارشد، اعضای پارلمان و بازرسان در طبقات بالایی بودند و ما در زیر زمین.
شکی ندارم که در طبقات بالا مشغول تقلب در آرا بودند." گاردین
می نویسد که به گفته شاهدان عینی پلیس و ماموران زخمی ها را به حال رها
کرده بودند و کسی به یک دانشجو که یکی از چشمانش را در اثر اصابت گلوله
پلاستیکی از دست داده بود کاری نداشت. یک شاهد گفت: "ما به آنها تمنا می
کردیم کسانی را که بیش از دیگران آسیب دیده بودند به بیمارستان ببرند اما
آنها فقط می گفتند: ولشان کنید تا بمیرند." گاردین
می نویسد: "این مخمصه 24 ساعت بعد وقتی فرهاد رهبر رئیس دانشگاه تهران و
علیرضا زاکانی یک نماینده تهران در مجلس، برای بازداشتی ها صحبت کردند
تمام شد. رهبر به آنها گفت که او اجازه ورود پلیس برای کنترل اوضاع
خوابگاه را داده بود - اما او چند روز بعد این مساله را تکذیب کرد." به
نوشته گاردین پلیس پیش از آزاد کردن دانشجویان لباس های تازه در اختیار
آنها قرار داد. یک دانشجو گفت: "نمی خواستند هیچ شاهدی از آنچه اتفاق
افتاده بود وجود داشته باشد. اما چه شاهدی بالاتر از 133 دانشجویی که آنجا
بودند و همه چیز را دیدند و عذاب کشیدند؟". سلام به همه ی دوستان عزیز . امروز میخوام یه پست خیلی متفاوت بذارم . این پست هم مثل پستهای قبلیم نیست که شعری یا سخنی عاشقانه باشه . این یک سواله که میخوام برای همتون بیان کنم و اینکه از همتون جوابی میخوام و میخوام نظرتون را درباره سوالم بپرسم . سوال من اینه که آیا واقعا انرژی هسته ای حق مسلمه ماست یا نه ؟؟ قبل از اینکه بخوای جوابی از طرف دولتمردان که اونا همش توی سر ما کردند که هر چی اونا میگند درسته بگین بله . میخوام این مطلبو درست بخونید . همه ی ما میدونیم که کشورهای اروپای غربی تکنولوژی بالایی دارند و اگر کسی منکر این مسئله بشه واقعا باید به علمش شک کرد . چند وقته پیش توی تلویزیون در شبکه اخبار چیزی را نشون داد که واقعا ناراحت کننده بود . انگلیس حدودا از 40 ساله پیش انرژی هسته ای داشته در 3 قسمت جزیره . در حال حاضر به علت اشعه های این انرژی خیلی از موجودات زنده ی اون ناحیه ها مشکل دار شدند و دولتمردان انگلیس درگیر این مسئله هستند . در طول این 40 سال 2 تا از پایانه های این نیروگاه ها خراب شده . و الان حرف این هست که میخواند سومین پایانه را هم خراب کنند . حدود تخمینی که برای خراب کردن این پایانه لازمه 4 بیلیون پونده که اگر بخواند این پایانه را به طور صحیح و بی خطر جمعش کنند لازمه تا این حد خرج کنند . در بعضی از خبرها در مورد این مشکل در آمریکا هم صحبت میشه یا مشکلاتی که در روسیه افتاده برای این انرژیو همچنین نیروگاه هسته ای چرنوبیل . چند روز پیش داشتم در وبلاگ یکی از دوستان مطلبی میخوندم درباره ی مشکلات ایران که به حد سرسام آوری گرانی و تورم وجود داره بنزین به طور دیوانه واری در حال صعود از قله های تورمه و اینکه تمامی به دنبال همدیگر در حال بالارفتن از این قله هستند . و اینکه حقوق مردم هنوز در قعر دره هاست . واقعا دولت نهم یا دولت هشتم یا همون دولتی که از اول اومد به ایران به این مسایل فکر میکردند . آیا اون افرادی که رفتند داخل خیابونا و خیلی هاشون هم جون خودشونو از دست دادن به این مسایل فکر میکردند ؟؟؟؟ چند روز پیش با مادرم در ایران صحبت میکردم و سخن از گرونی و تورم بود . من از تورم انگلیس می نالیدم و میگفتم از 3 ساله پیش تا الان بنزین حدود 20 پنس بالا رفته ولی این تورم در اینجا قابل پذیرشه چون به اندازه ای که تورم بالا میره پایه ی حقوق هم بالا میره . در حال حاضر من دانشجو هستم و نیمه وقت کار میکنم با همین کار نیمه وقت به اندازه ی کافی پول در میارم و زندگی خوب و آرامی دارم . در آخر حرفام میخوام اینو بگم که در اوایل انقلاب اسلامی ایران تورم شروع به افزایش کرد . فقرا بیشتر شدند و به دنبال فقرا معتادان بودند . بیکاری به طور سرسام آوری بالا میره و هر ساله عده ی زیادی از دانشگاه ها بیرون میاند و با مدارکی که دارند باید مسافرکشی کنند . و در حال حاضر هم به دلیل انرژی هسته ای صورت تورم به نهایت خود رسیده . و آیا شما فکر می کنید با این همه خرجی که برای انرژی هسته ای پرداخت شده و قراره پرداخت بشه و تمامی مشکلاتی که در آینده با داشتن این انرژی قراره پیش بیاد و تمامی مشکلاتی که برای مردم ایران زمین پیش اومده این انرژی چیز خوبیه ؟؟؟؟؟ به نظر من که این انرژی به درد نمیخوره . در این دوره که تمامی کشورهای اروپایی به این نتیجه رسیده و به دنبال انرژی های دیگر هستند ایران شروع کرده به ساخت نیروگاه هسته ای . تمام کشورهای دیگر به دنبال انرژی خورشیدی هستند یا انرژی باد به وسیله توربین یا انرژی که میشه از زمین گرفت بخاطر اینکه این انرژی ها بی خطر و سالم هستند . به نظر من انرژی هسته ای حق مسلم هیچ کشوری نیست بخاطر اینکه ضررهایی که به طبیعت و موجودات وارد میکنه خیلی زیادتر از این است که بخواد سود داشته باشه . حالا بعد از خوندن تمامی این حرفا میخوام ازتون بپرسم : آیا به نظر شما انرژی هسته ای حق مسلم ماست ؟؟؟؟ با تشکر از آرین برای تایپ فارسی سلام به همه’ دوستان عزیزم : میخواهم توی این پستم جمله ای رو بذارم که
شاید همگی شنیده باشید جمله ای که نمیدونم مطرح کردنش درسته یا نیست و
اینکه ایا باید نگران بشویم یا نشویم!! وموضوع اینست، شنیدم از پیشینیان
که در زمان حکومت گذشته شاه پهلوی در جشنهای 2500 ساله ای که ترتیب داده
بود به کوروش شاه ایران زمین ، شاه هخامنشی اطمینان داد که ((آسوده بخواب
زیرا که ما بیداریم)) و کوروش خوابید اما ما هم خوابمان برد و میگویند
مقبره’ کوروش در حال غرق شدن و به زیر آب مدفون شدن است ایا وقت تموم
نشده؟ و هنگام بیدار شدن نرسیده؟ دهقان فداکارپيرشده، چوپان دروغگو عزيزشده، شنگول و منگول گرگ شدن، کوکب حوصلهء مهمون رو نداره، کبرا تصميم گرفته دماغشو عمل کنه، روبا و کلاغ دستشون توي يک کاسه است، حسنک گوسفنداشو ول کرده وتوي يک شرکت آبدارچي شده، آرش کمانگيرمعتاد شده، شيرين،خسرو و فرهادو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي، رستم و اسفندياراسباشونو فروختن و باموتور ميرن کيف قاپي! راستي سر ما ايرانيها چه آمده!!!!!!!!!!!؟ عده زيادي با سخنراني آقاي احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا مخالف بودند اما عده اي نيز بدون دفاع از مواضع رئيس جمهور ايران از چنين تبادل نظري حمايت كردند.بالاخره اين برنامه در ميان هياهو و تجمع وسيع در محوطه و اطراف دانشگاه برگزار شد. تظاهرات گروهي از يهوديان مخالف سخنراني احمدي نژاد كه در بيرون در ورودي دانشگاه كلمبيا تجمع كرده اند. در اين تجمع گروه هاي مختلف نظراتشان را با پلاكاردها به نمايش گذاشتند. اين گروه خواستار جلوگيري از حمله نظامي به ايران است. گروهي از دانشجويان مخالف احمدي نژاد در اعتراض به سخنراني او تجمع كرده اند. دانشجويان در محوطه دانشگاه كلمبيا از طريق پخش ويدئويي به سخنان احمدي نژاد گوش فرا مي دهند. دانشجويان در محوطه دانشگاه كلمبيا از طريق پخش ويدئويي به سخنان احمدي نژاد گوش فرا مي دهند. دانشجويان در محوطه دانشگاه كلمبيا از طريق پخش ويدئويي به سخنان احمدي نژاد گوش فرا مي دهند. تعدادي نيز سعي در ابراز حمايت از ايران بدون حمايت از جمهوري اسلامي داشتند. گروهي از دانشجويان نيز انزجار خود چه از دولت احمدي نژاد و چه دولت بوش به نمايش گذاشتند. دو مسلمان فعال در آمريكا كه شايد تنها كساني باشند كه به آقاي احمدي نژاد خوشامد مي گويند ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ va dar ghesmati ahmadi nejad migoyad ma dar iran hamjensgara nadarim man khodam sokhanraniro didam khodemonim ahmadi nejad khob javabeshono dad boghole dolat mardan ye to dahaniye bahal beheshon zad احمدي نژاد، ميهمان جنجال برانگيز نيويورك حضور محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران در دانشگاه كلمبيا موجي از انتقادات دانشجويان اين دانشگاه و ساكنان نيويورك را برانگيخت. گزارش از جان لاين در نيويورك. براي تماشاي ويدئوي " احمدي نژاد، ميهمان جنجال برانگيز نيويورك" چرا پورنوگرافي؟ امروز روز بسياري از ارزشهاي اجتماعي ما بتوسط رسانه هاي گروهي مورد تهاجم قرار گرفته است. بسياري از جوانان مي خواهند ازاد انديش باشند و آنچه را كه تصور مي كنند درست انجام دهند. اما تا چه مي بايست آزاد بود و مرز و حدود آزاد انديشي را تا چه حد مي توان گسترش داد؟ يكي از موضوعاتي كه بسياري از جوانان خصوصا مردان با آن درگير هستند، مسئله پرونوگرافي مي باشد. آمار نشان مي دهد كه ۳۵ درصد افرادي كه با اينترنت در ارتباط هستند با اين مسئله درگير اند. درميان مردان ۵۰ درصد اين موضوع را تشكيل مي دهند. حال اگر شما مطلع گرديد كه همسر يا فرزند شما بطور دائم و مرتب با اين مشكل دراتباط است عكس العمل شما چه خواهد بود؟ براي بسياري از همسران اين موضوع باعث سردي روابط زناشويي مي گردد و بسياري از مادران باعث دل شكستگي است. اما چگونه مي توان به اين چنين افراد كمك كرد تا نياز آنها برطرف گردد و روابط شكسته شده خانواده التيام يابد؟ ● قدم اول، گفتگو شايد بهترين و اولين قدم اين باشد كه ابتدا اين موضوع را بطور خيلي روشن با فرد مورد نظر بعنوان يك دوست در ميان گذاشت. زندگي هر فرد در دست اوست و هر فرد همانگونه كه مي خواهد عمل مي كند پس سعي نكنيد تا فرد را متقاعد كنيد و يا حتي بعنوان والد او را بسوي سوق دهيد كه فكر مي كنيد درست است. زيرا در اين صورت شما باعث شكسته شدن بيشتر رابطه مي گرديد. ● قدم دوم، درك نياز و پاسخ بر حسب نياز پس از گفتگو و درك نياز عزيزتان (همسر و يا فرزند) با خود بيانديشيد و ببينيد شايد اين شما هستيد كه اول بايد تغيير كنيد. تغيير در زمينه سخت گيري هاي بيش از حد و قرار دادن قانون هاي بسيار در خانواده، عدم در ك نياز جنسي همسر و يا فرزند، عدم جو باز و فرصتي براي باز گو كردن مسائل و مشكلات و مشكلات دگير مي تواند ريشه اين موضوع باشد. اگر شما تغيير كنيد مي توانيد بوجو آورنده محيط واتمسفري گردديد كه در آن به راه حل ممكن رسيد. ● قدم سوم، دايره اعتماد و اطمينان را بزرگتر كنيد بسياري ازمشكلات در درون خود ريشه دارند. يكي از ريشه ها سخت گيري هاي بسش از حد والدين و چك كردن و دخالت در تمام امور زندگي جوانان مي باشد. اين بطور اخص در جوامع مذهبي و بسته در خاور ميانه شيوع بيشتري دارد. اعمتاد كردن و ديدن قابليت هاي درون فرد بجاي در نظر گرفتن خطاهاي گذشته و ضعف ها. ● قدم چهارم، آينده را بدست خود فرد بسپاريد با معرفي نكات منفي و مثبت و زندگي كردن در آن براي ديگران نمونه باشيد و اجازه دهيد چنانچه فردي مي خواهد آينده خود را در دست گيرد اجازه دهيد كه مسئوليت زندگي خود را بدست گيرد. غيرت خانوادگي و حجب و حيا فرهنگي اغلب بجاي كمك كردن به مشكل باعث چند برابر كردن آن ميباشد. اگر چه هدف خدمت و كمك باشد و انگيزه آن بر اساس مهر و محبت باشد اما تا خود فرد به درخواست كمك نكند تمام اعمال انجام شده بي نتيجه خواهد بود. در انتها بگذاريد تجربيات و شكست به خود آورنده فرد باشد و در عين حال شما بعنوان يك دوست حاضر باشيد تا در زمان نياز دست براي كمك و گوشي شنوا براي ناگفته ها باشيد. لطفا نظر یادت نره ايران , مقام اول در پورنوي ناهنجار بر روي موبايل ها - +18 مطالعه اين مقاله را براي افراد كمتر از ۱۸ سال توصيه نمي كنيم! كشوري كه در آن تلويزيون با پخش تصاوير پنج دقيقه جان كندن و پا زدن زني كه بدون محاكمه حلق آويز شده است قصد ارعاب شهروندان را دارد. كشور من و شما ايران. كشوري كه در آن انساني به جرم عشق و ازدواج و فراهم آوردن سرپناه براي همسر و فرزند خويش سنگسار مي شود؛ اين كشور رتبه نخست جهان در توليد، تبادل و مصرف فيلم هاي كوتاه پورنوي ناهنجار روي موبايل است آقاي X سلام عليكم براي روشن شدن موضوع با عرض معذرت از خوانندگان موضوع چند كليپ را برايتان مي نويسم : ۱- سكس يك پسر جوان ايراني با يك پيرزن هفتاد و خورده اي ساله دهاتي با حجاب و مقنعه. من اين فهرست را ادامه نمي دهم كه بسيار بلندتر از اين هاست. تنها مي توانم بگويم صحنه هاي يادشده به قدري عجيب و يا Bizarre بودند كه به باور من با هيچيك از ميليونها كليپ مشابه پورنو در كشورهاي آزاد اساسا قابل مقايسه نيستند. به اين معنا كه اگر شما با مكانيسمي از نيوزلند و استراليا گرفته تا اندونزي، چين، فلييپين و هند در شرق تا روسيه، اكراين، جمهوري چك، هلند، اسكانديناوي و يا انگلستان و آمريكا موبايلهاي شهروندان پير و جوان يا زن و مرد را بازرسي كنيد به طور قطع و يقين چنين كليپهايي در اين حد شيوع را مشاهده نخواهيد كرد. بسياري از صحنه هايي كه تماشاي آن در ايران امروز رايج است اساسا نگهداري اش روي كامپيوتر شخصي به لحاظ وجود كودكان در صحنه پورنو - ممنوع است. مرتكب اين اعمال و حتي فرد مشاهده كننده آن به زندان مي رود. پي نوشت : من جدا از خوانندگان اين يادداشت براي استفاده اين نوع ادبيات عذر مي خواهم - باوركنيد اگر عمق فاجعه اي كه به بركت تداوم رهبريX گريبانگير اين كشور شده خواب از چشم آدمي نگيرد - هيچ وقت قادر به نوشتن مطلبي اينچنين نمي شدم. 




که بوی سبزترین فصل سال میآید
پلیس ایران عصر پنجشنبه ۸ مرداد (۳۰ ژوئیه) در گورستان بهشت زهرا و همچنین
در خیابان های مرکزی
تهران با معترضان درگیر شده و برای پراکنده کردن آنها
از باتوم و گاز اشک آور استفاده کرده است.



اطلاعات تازه در مورد کشته شدن مسعود هاشم زاده در روز ۳۰ خرداد

نامبرده محمد جواد بصیرت از فرماندهان پایگاه مقاومت بسیج مسجد لرزاده تهران می باشد !
ایشان متهم است که در لباس بسیج ! در خیابان آزادی و جمالزاده تهران با استفاده از سلاح کلت کمری
از
شهروندان تهرانی خواهشمندم با پخش این عکس در محل سکونت ایشان واقع در
تهران – میدان حمله لباس شخصی ها به کروبی در نمازجمعه تهران

مرگ بر اين دولت مردم فريبگاردین: شرح وقایع هولناک کوی دانشگاه از زبان دانشجویان

نصر من الله و فتح قريب
مرگ بر اين دولت مردم فريب
یا حسینمیر حسین


![]()











![]()

هفته گذشته دوستي از تهران، فايلي حاوي ۸۰ كليپ تصويري را برايم فرستاد. اين كليپها با فرمت 3GP براي تماشا روي دستگاههاي موبايل مناسبند و بي نياز از سرويس MMS غالبا به صورت Bluetooth و يا از شبكه اينترنت دانلود و به گوشي ها منتقل مي شوند.
پس از تماشاي چيزي حدود ۵ دقيقه از اين فيلمها - من تازه به عنوان فردي كه سالهاي اخير را در بازترين مناطق جغرافياي فرهنگي غرب گذرانيده ام، نخست شوكه و بعد دچار حالت تهوع و سردرد شدم.
نخست فكر مي كردم اين كليپ ها چيزي استثنايي و كشفي جديد است. با جستجوي مختصري دريافتم كه اولا كليپهاي من قديمي است و از هفته گذشته تا كنون دهها كليپ جديد منتشر شده و ثانيا در چت رومهاي ايراني از هر فرد ناشناسي كه سوال كردم همه كليپ هاي مذكور و خيلي بيشتر را ديده بود.
۲ - سكس يك خانم ايراني با يك مرد جلوي چشمان دختربچه خردسالي كه دايم گريه مي كند. مادر با يك دست بچه را آرام كرده به او اسباب بازي مي دهد و با دست ديگر …
۳- سكس گروهي يك عده مرد ايراني با يكديگر - آقاي ميانسالي كه مشغول اورال سكس با جوانان است.
۴ - برهنه كردن يك خانم ايراني حامله داخل تاكسي
۵ - انواع كليپ تصويري كه در آنان زنان متاهل ايراني با يكديگر عمل جنسي انجام مي دهند.
۶ - سكس دسته جمعي گروهي دانشجو با مانتو و مقنعه و حجاب در كلاس درس دانشگاه آزاد.
۷ - انواع مختلف كليپ هاي سكس در مقابل تلويزيون با صحنه هاي عزاداري و صداي حاج منصور ارضي يا حسين انصاريان، جوادي آملي و الهي قمشه اي …
حتي كليپ هاي مشابه - به طور مثال كليپ مربوط به زنان «مازوشيست» ايراني كه با فرياد و جيغ از شريك جنسي خود مي خواهند آنانرا كتك زده و يا كليپ هاي BDSM ايراني و Bondage به لحاظ نوع روابط و گفتمان شهروندان اساسا با انواع مشابه خود در غرب فرسنگها فاصله دارند.
توجه كنيد كه در اين جا قصد بزرگنمايي هنجارهاي جنسي ايرانيان در بين نيست. در ايران نيز مانند هر كشور ديگر گرايشات معمول BDSM ، همجنسگرايي و البته ناهنجارهايي نظير Pedophilia وجود دارد. مسئله نامعمول گستردگي و شيوع تبادل داده هاي پورنو در ايران به عنوان يك كشور بسته است كه از نوع غيرمعمول رفتارهاي جنسي در كليپها بيشتر جلب توجه مي كند.
كليپهاي پورنو واقعي يا آماتور ( Reality - Amateur - Voyeur ) به صورت محصول سر سبد كالاي فرهنگي جوانان ايراني درآمده و از نان شب واجب تر است.
دستگاههاي موبايل به نظر مي رسد بيش از تامين وظيفه ارتباطي در كار تبادل داده هاي جنسي اند و الي آخر.
پنج سال پيش من در سلسله مقالاتي كه كاربران قديمي اينترنت فارسي به ياد مي آورند هشدار دادم كه نوعي «انقلاب سكس» در ايران ميان نسل تازه بالغ متولد سالهاي انقلاب در جريان است. انقلابي كه بوم تولد دهه ۱۳۶۰ و ورشكستگي مدل فرهنگي جمهوري اسلامي ايران به آن ابعادي وسيع بخشيده است.اما صادقانه اعتراف مي كنم كه من دامنه هاي وحشتناك اين انقلاب را حتي يك پنجاهم وضع فعلي پيش بيني نمي كردم. آنچه در جريان است فراتر از انقلاب سكس نوعي سكس مانياي بي نظير در جهان حاضر است.
در سالهاي گذشته تحقيقات بسياري در مطالعات روانشناسانه روي ديكتاتورها انجام پذيرفته است كه نمونه مشهور آن كتاب ارزشمند : Political Paranoia: The Psychopolitics of Hatred از انتشارات دانشگاه Yale مي باشد در اين كتاب تشابهات رفتاري استالين، هيتلر، پل پوت، عيدي امين و آيت .....مورد بررسي قرار گرفته است. به باور من مناسب ترين نمونه در تلفيق رفتارهاي پارانوييك و شيزوفرنيايي سيد X ايست. ترمينولوژي آفاي X ابداع واژه هايي نظير «كافه نشينها» «پايگاههاي دشمن» «عوام و خواص» «شبيخون فرهنگي» «ناتوي فرهنگي» و … كه در سالهاي اخير به قتل و جرح و توقيف و تاديب بسيار انجاميده است با گفتمان هيچ رهبر سياسي ديگري در جهان حتي قذافي يا كيم جونگ ايل قابل مقايسه نيست و به بيان ديگر X بيش از هر فرد ديگر نيازمند مداوا و مراقبت پزشكي مي باشد.
نزديكترين افراد به آقاي X در حلقه دوستان شخصي .... از باقر قاليباف و باجناقش احمد نوريان گرفته تا ديگران سالهاي گذشته را به فتح مناصب فرهنگي نظام گذرانيده اند. هزينه اي كه بخش فرهنگي هنري شهرداري تهران به مديريت سردار نوريان معاون سابق ناجا و تاييد صلاحيت حوزه نمايندگي ولي فقيه در سپاه براي تبليغ توامان سردار قاليباف و فرمايشات فرهنگي « آقا »پرداخته اند. حدود ده برابر بودجه جذب توريسم كشور تركيه است.
آن بودجه براي تركيه دو و نيم ميليون توريست آورده است، در حاليكه نبوغ آقايان X، صفار، قاليباف، مرتضوي و نوريان جامعه را به رواج نوعي سكسيسم افراطي ناهنجار رانده كه قربانيان اصلي آن زنان و دختراني اند كه در اين فرهنگ نوظهور و همه گير تنها تحقير مي شوند.
آخر رهبران ايران چقدر روانپريش و مفلوك بايد باشند كه با وضعي اينچنين در سرزمين خود ميليونها دلار هزينه شبكه PressTv – العالم – اهل البيت – الكوثر – شبكه القرآن و حتي ترويج انديشه چپ چاويستي نمايند؟
كشور آقاي X ، سرزميني كه وزارت اطلاعات آن با پخش صحنه هاي اسكي توچال و مصاحبه هايي كه در «ساختمان سنگي جردن» به نيوشا توكليان و ديگر بازيگران فيلم راقع بي بي سي ديكته شده اند، كشوري كه در آن تلويزيون با پخش تصاوير پنج دقيقه جان كندن و پا زدن زني كه بدون محاكمه حلق آويز شده است قصد ارعاب شهروندان را دارد. كشور من و شما ايران. كشوري كه در آن انساني به جرم عشق و ازدواج و فراهم آوردن سرپناه براي همسر و فرزند خويش سنگسار مي شود اين كشور رتبه نخست جهان در توليد ، تبادل و مصرف فيلمهاي كوتاه پورنو روي موبايل است.
اين كشور – كشوري است كه به نوشته روزنامه دولتي ايران – مادري مردان متعددي را به خانه مي آورد … DVD پورنو را به نمايش مي گذاشت و سپس از دو دختر خردسال ۷ و ۹ ساله خود مي خواست او را در سكس همراهي كنند… بعد از پايان عمل … بچه ها را مي فرستاد تا دستمال كاغذي آورده بدن او و مردان را پاك كنند.
آقاي X اين دستاورد رهبري داهيانه شما و از بركت انقلاب شكوهمند ح... ره است مباركتان باشد.
من نيما اين پيروزيهاي بزرگ و دستاوردهاي عظيم را محضر ............... دامت افاضاته تبريك و تهنيت عرض مي كنم. عزت عالي مستدام همينطور ادامه دهيد….
سلام عليكم















