کلبه تنهايي
به سراغ من اگر مياييدنرم واهسته بياييد. مباداکه ترك بردارد, چینی نازک تنهايي من
بیا تا به لبخند عادت کنیم كاش ميشد بر جدايي خشم كرد
شاخه هاي نسترن را با تواضع پخش كرد كاش ميشد
خانه اي از مهر ساخت مهرباني را در آن سرمشق كرد روي دلهايي حقيقي نقش كرد عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست بازم دوباره دلم گرفته دوباره شعرام بوي غم گرفته افسوس که حقيقت زماني براي انسان مشخص ميشود که فشردگي خاک اجازه ي لب گشودن را نمي دهد. چشمهايت زمين سبز محبت بود بار خدايا تو که بشر را اينقدر دوست داري
غم را چرا آفريدي؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفريدم چون اين مخلوق من
که خوب مي شناسمش تا غمگين نباشد به ياد خالق نمي افتد
چرا باید به دور تو بگردم؟! ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی کیسه
کوچک چایی تمام عمر دلباخته ی لیوان بود
ولی
هر بار که حرف دلش را می زد
صدایش
در آب جوش می سوخت و ساكت مي شد ... کیسه
کوچک چای با یک تیکه نخ رفت تا به ته لیوان
رسيد
حرف
دلش را آهسته گفت ... لیوان
سرخ شد
کاش در صفحه
ي شطرنج دلت شاه عشق بودم و
با کيش رخت مات مي شدم زندگي
بازي شطرنجي نيست که
در آن با کيش کسي مات شوي زندگي
تک تک اين ثانيه هاست که در آن نقش تو پيداست there is a old sing yesterday was history tomorrow is mystery but today is a gift آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم . از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم . ما آمده بوديم كه تا مرز رسيدن . همراه تو فرسنگ به فرسنگ بميريم . من
در نظر سنجی نایت اسکین شرکت کردم خوشحال
میشم به ادرس فوق رفته و به وبلاگم امتیاز
بدین.
البته
اگه لایق امتیاز شما دوستان باشه. با
سپاس از شما دوستان
HAKER خسته
ام خسته
از زمانه از
صدایه گریه های بی بهانه خسته
از عبور لحظه ها از
لحظه های بی تپیش بی ترانه خسته
از فراق و انتظار از
سکوت هر شب , کنج خانه خسته
از شنیدن قصه های عاشقانه ازدلدادگیهای
صادقانه و رویاهای کودکانه خسته
از عشقی که شد همبستر کینه های ابلهانه سلام
دوستان عزیز من
در نظر سنجی نایت اسکین شرکت کردم خوشحال
میشم به ادرس فوق رفته و به وبلاگم امتیاز
بدین.
البته
اگه لایق امتیاز شما دوستان باشه. با
سپاس از شما دوستان
HAKER تو مي روي و من فقط نگاهت مي کنم تعجب نکن که چرا گريه نمي کنم بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يگ لحظه باقيست سلام
دوستان عزیز من
در نظر سنجی نایت اسکین شرکت کردم خوشحال
میشم به ادرس فوق رفته و به وبلاگم امتیاز
بدین.
البته
اگه لایق امتیاز شما دوستان باشه. با
سپاس از شما دوستان
HAKER عشق یعنی:یک تبسم یک
نگاه من تماشایش ولی با
اشک و آه عشق یعنی:یک بغل
دلواپسی عشق یعنی:این دلم کم
طاقت است با وجودش بی قراری
عادت است عشق یعنی:او اگر
چیزی نگفت تو بگویی راز دل را
هم نخست عاشقم...... کاغذ سفيد هر چه قدر هم که تميز و زيبا باشد کسي آن را قاب نمي گيرد براي ماندگار شدن بايد حرفي براي گفتن داشت تو اون شمع مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گل وار به پایم شکستی قلم زد نگاهت به نقش آفرینی پری زاده!! عشقو مه آسا کشیدی تو دانسته بودی چه خوش باورم من تا گفتم کی هستی؟ تو گفتی یه بیتاب تا گفتم دلت کو؟ تو گفتی که دریاب قسم خوردی بر ما که عاشق ترینی همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت گذشت روزگاری از اون لحظهءناب در اون درگه عشق چه محتاج نشستم تو از این شکستن خبر داری یا نه؟ هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری خسته خسته ام ... از زمانه از صدایه گریه های بی بهانه خسته خسته ام...از عبور لحظه ها از لحظه های بی تپش بی ترانه خسته خسته ام... از فراق و انتظار از سکوت هر شب کنج خانه خسته خسته ام...از شنیدن قصه های عاشقانه ازدلدادگیهای صادقانه و رویاهای کودکانه خسته خسته ام...از عشقی که شد همبستر کینه های ابلهانه یاد گرفتم که 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند. 2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند . 3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود . 4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم به همان قدر که چشم تو پر از زیباییست بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهاییست این غزلهای زلالی که زمن میشنوی چشمه جاری اندوه دلی دریاییست چند وقت است که بازیچه مردم شده ام گرچه بازیچه شدن نیز خودش دنیاییست دل به دریا زده تا بازهم آغاز کنم ماجرایی که سرانجامش یک رسواییست امشب , ای آینه تکلیف مرا روشن کن حق به دست دل من عقل و یا زیباییست دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خداوند که معشوقه من بالاییست این غزل نیز دل تنگ مرا باز نکرد روح من تشنه بي پروايي ست Where there is nothing to sing where there is nothing to sing with where there is nothing to write nothing to write with where are you ? why are you.... you ? I know who I am I know where I am I know how I am I know why I am I know where my pen is I know where my guitar is ? Is there any one listening to me you give me your time I give you a song از فـراق دوري تـــو مـسـت و حيـرانـم هنــوز بـا نـبـودت روز و شب سر در گـريـبـانم هنـوز حـرف هايـت مي دهـد بـوي صـفـا و همدلي مـن بــه دنـبـال امـيـد چـشـم زيـبـاتـم هـنـوز مهربـانـا خنـده ات چون شهد شيـرين عـسل مـن بـه يـاد خنـده هاي پـر مهر زيبـاتـم هنـوز کـي بــه آخــر مي رسـد ايـن انتظار من خـدا من به يادت روز و شب مجنون و فرهادم هنوز ما از آن پاک دلانيم که ز کس کينه نداريم يک شهر پر از دشمن و يک دوست نداريم واسه دریای
ترانه تو بیا ساحل بسازیم بیا از دلای
سوخته ما دوباره دل بسازیم بسازیم ترانه
عشق واسه قلبای شکسته تو بااون صدای سازت
من با این صدای خسته آخه داغ بی صدایی رو
تن ترانه مونده خیلی وقته هیچ صدایی واسه
عاشقا نخونده روی کاغذای کهنه قافیه رنگشو
باخته هر کسی واسه سکوتش یه عالم بهونه
ساخته من و تو جنس صداییم با ترانه آشناییم
تو سکوت عاشقونه ما صدای عاشقاییم نگو از
صدای خسته نگو سازمون شکسته همه امید عاشقان
به همین ترانه بسته این
داستانک رو امروز توی یکی از ایمیل هام
دیدم.
حس
عجیبی بهم داد برای اولین بار بود که می دیدمش اما خیلی آشناست .
با
نگاه اول به دلم نشست .
نمی
دونم ، شاید یکی از تیکه های گمشده ی پازل
روحم رو پیدا کرده م !؟ نویسنده
ش هر کی که هست ، مطمئنم اینو با دلش
نوشته ، و شاید برای دلش
! همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند... به جز مداد سفيد... هيچ کسي به او کار نمي داد... همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}... يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند... مداد سفيد تا صبح کار کرد... ماه کشيد... مهتاب کشيد... و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توي جعبه ي مداد رنگي... جاي خالي او... با هيچ رنگي پر نشد گريه هايم بي صداست عشق من بي انتهاست رد پاي اشک هايم را بگير تا بداني خانه ي عشقم کجاست کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود کاش بودی تا برای قلب من زندگی این گونه بی معنا نبود کاش بودی تا دو دست عاشقم غافل از لمس گل مينا نبود کاش بودی تا زمستان دلم این چنین پر سوزپر سرما نبود کاش بودی تا لبان سرد من بی خبر از موج و از دریا نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بعد تو این زندگی زیبا نبود دختر
زیبایی بود. پشت پنجره بود. او هم نگاه پسر میکرد. نگاهش که ادامه داشت
پسر جرأت کرد. اشاره کرد که دختر بیرون بیاید. دختر لبخند زد. پا و آن پا کرد. سه بار تا سر کوچه رفت و برگشت. باز با دست اشاره کرد که دختر بیرون بیاید. صورت دختر گرد و معصومانه بودکاغذ مچاله شده ای را از پنجره بیرون انداخت. رویش نوشته شده بود: از من بگذر...چون نمیتوانم .::من فلج هستم::.
بیا ساده مثل چکاوک شويم
بیا بازگرديم و کودک شويم

ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم
ما خاک قدوم هر چه زیبا صفتیم
از زشتی کردار دگر خسته شدیم
محتاج دو پیمانه معرفتیم

كسي نفهميد غمم چي بوده
دليل يك عمر ماتمم چي بوده

فرشتگان روزي از خدا پرسيدند :
به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک


کاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم کرد
کاش مي شد با نگاه شاپرک عشق را بر آسمان تفهيم کرد
کاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز کرد
کاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز کرد
با خودم عهد بستم
که بار دگر که تو را دیدم
بگویم از تو دلگیرم
ولی باز تو را دیدمو
گفتم بی تو میمیرم
دوستان عزیز
به آدرس زير برويد وپتيشن را امضاء كنيد
http://www.petitiononline.com/hsiforus/petition.html)

خسته
ام
خسته
ام
خسته
ام



روزی که دلم پیش دلت بود گرو
دستان مرا سخت فشردی که نرو
روزی که دلت به دیگری مایل شد
کفشان مرا جفت نمودی که برو

سوختم , باران بزن شايد تو خاموشم کني
شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني
آه باران من سراپاي وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شايد توخاموشم کني












اتل متل جدايي،
عروسكم كجايي؟
گاو حسن پريشون،
يه دل داره پرازخون،
عشقم رفت هندستون،
خونه ام شده قبرستون،
يه عشق ديگه بردار،
يه دنياغصه بردار،
اسمشو بذاربچگي،
تااخرزندگي ...
هآچين وواچين تموم شد،
عمرمنم حروم شد



دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است

عمريست زمانه درعذاب من وتوست
گرماي زمين ازالتهاب من و توست
آن قصه كه كهنه گي نداردهرگز
سوگند به عشق: انتخاب من و توست
چترم باز باشد يا بسته فرقي نمي کند
بي توآسمان دلم هميشه ابريست

در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود
در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود
ميشود حتي براي ديدن پروانه ها
شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود
دست در دست پرنده بال در بال نسيم
ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود
كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود
هرچه بود احساس بود
عشق بود
ياس بود

به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است آن که گوید دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد، دل او خبر ندارد
چشم،چشم دو ابرو
نگاه من به هر سو
پس چرا نیستی پیشم؟
نگاه خیسِ تو کو؟
گوش،گوش دو تا گوش
دو دستِ باز یه آغوش
بیا بگیر قلبمو یادم تو رو فراموش
چوب،چوب یه گردن
جائی نری تو بی من
دق می کنم،می میرم
اگه تو دور شی از من
دست،دست دو تا پا
یادِ تو مونده اینجا
یادت می یاد می گفتی
بی تو نمیرم هیچ جا...؟
من؟من...؟ یه عاشق
همون مجنون سابق

قربون برم خدا رو
دنیا چقدر کوچیکه
مرز دیروز و امروز
قد یه مو باریکه
چه خنده دار حالت
دلم برات می سوزه
برگشتی که چی بشه
فک کردی که دیروزه
اون روزی که می رفتی
اشکام چه ریزه ریزه
ببین حالا چه جوری
اشکات داره می ریزه
بی تفاوت می رفتی
پیش تو می شکستم
حالا تو می شکنیو
بی تفاوت نشستم
اون روزی که روزت بود
روزامو بد گرفتی
حرفات تو گوش من موند
یادت میاد چی گفتی
صدای تق و توق
استخونام شنیدی
اما با طعنه گفتی
شتر دیدی ندیدی
یادت میاد می گفتی
هر چی که بود بازی بود
طفلی دلم که حتی
به بازی هم رازی بود
یادت میاد می گفتی
پیر شدی و بریدی
حالا من اینو میگم
که خیلی دیر رسیدی
من از تو یاد گرفتم
ساده گذشتنارو
یه آخرین کلامو
نامه نوشتنارو
من از تو یاد گرفتم
برم به یک بهانه
اونم بشه سکانس
آخر عاشقانه
حالا برو از اینجا
برو هر جا تونستی
دور شدی از خیالم
تو خودت اینو خواستی
یه روز بهم می گفتی
عشقم خیالو رویاست
نوبتی ام که باشه
ایندفه نوبت ماست
bebakhshid yekam tolani bod
www.shadow1983.coo.ir
be doste azizam yek sari bezanid

شبي غمگين
شبي باراني و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت ديدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من مي گفت تنهايي غريب است
ببين با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستي ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبي به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهميد
اگر چه تا ته دنيا صدا کرد
be shadow ham sari bezani
www.shadow1983.coo.ir
mamnon

از اين پس به همه عشق جهان مي خندم
به هوس بازي اين بي خبران مي خندم
من از آن روزي که دلدارم رفت
به غم وشاديه عشق دگران مي خندم
خنده ي تلخ من از گريه غم انگيز تر است
کارم از گريه گذشته است
بدان مي خندم

قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق
و عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست !
چه قانون عجیبی چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی
كه هر بار ستاره های زندگی ات را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره' امید كنی
و خود در تنهایی و سكوت با چشمهایی خیس از غرور
پیوند ستاره ها را به نظاره بنشینی
و خموش و بی صدا به شادی ستاره دل خوش كنئ
و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری و باز هم تو بمانی و یك عمر صبوری
تقدیم به مادر عزیزم

عاقبت از عشق تو اهل کليسا ميشوم
ميکشم دست از مسلماني مسيحا ميشوم
آنقدر بر کشتي عشقت نشينم همچو نوح
يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا ميشوم
salam dostane aziz
khaili mamnonam az inke hamishe sar mizanid va nazar midin
khili ha az man miporsan ke chera in esmo baraye khodam entekhab kardam
be nazare man hamishe zibai nemitoni toye letafat bashe
toye chizhaye khashen ham zibai vojod dare
man zibai ro dar in esm didam
bastegi be khodeton dare ke zibai ro dar che bebinid
yeki az dostane khobam shoro karde be neveshtane weblog
man vaghan az neveshtehash khosham miyad
behesh sari bezanid va hamon tor ke mano yari mikonid ba nazaraton onro ham yari konid
www.shadow1983.blogfa.com
![]()
مرگ از زندگي پرسيد چرا من تلخم و تو شيريني؟
زندگي در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقيقت
روي قبرم بنويسيد
مسافر
روي قبرم بنويسيد
مهاجر
روي قبرم بنويسيد
متولد سال عشق
روي قبرم بنويسيد
همسفر باد بوده است
همدم دريا بوده است
دوستدار ابر بوده است
عاشق برگ بوده است
اگر عاشق بودن گناه است
روي قبرم بنويسيد گناهكار بوده است
اگر براي عشق ترانه سراييدن شاعريست
روي قبرم بنويسيد شاعر بوده است
اگر بدست آوردن دل تواناييست
بنويسيد ناتوان بوده است
اگر معناي عشق فاصله هاست
روي قبرم بنويسيد براي نزديك كردن فاصله
روي قبرم بنويسيد كه عاشق يار بوده است
چی بگم ؟
وقتی که آفتاب نمی تابه
وقتی بارون نمیباره
وقتی مرغ زخمی شب روی دیوارای خونه مون نمیناله
وقتی دیواری به دستی نمی لرزه
دل سلاخی از این بغض پر از خون نمیترسه
چی بگم ؟
زندگی با این همه غم نمی ارزه !
نمی ارزه!
چی بگم ؟
وقتی قناری تو بهارم نمی خونه
توی آسمون ابری یه ستاره نمیمونه
وقتی حوضا پر خونه دستا بسته ست
شعر آزادی رو هیچکس نمی خونه
چی بگم؟
زندگی با این همه غم نمی ارزه !
نمی ارزه !
salam be hameye dostane azizam emshab shabe sale noe
na sale noe khodemon balke sale noe miladi
pas be hameye dostane khodam che kharej az iran
che dakhel fararesidane sale no ro tabrik migam
va omid varam ke sale khobi ro darpish dashte bashin
HAPPY NEW YEAR
اي قشنگ ترين بهانه زندگيم به من بگو مهرو محبت
را از كدامين چشمه زيبايي گرفتيكه خارها را
گل كردي و دلها را عاشق خود و انوار
كدامين ستاره اي كه روشنايي
چشمانت را از آن گرفته اي
كه با نگاهت شعله عشق را
در جانم افروختي. صدايت را از كدام
مرغ خوش آوا گرفته اي كه طنين آن مرهم
همه زخم هاي من است. خوابم مياد اما
مي ترسم كه بخوابم مي ترسم
كه اگه بخوابم تو را درخواب
ببينم كه از من جدا
مي شوي.
motasefane man chand bar ast ke dar webloge dostane digar didam ke neveshtehaye man ro gozashteand
man ba in masale moshkeli nadaram vaghti matlabi zibast hame bayad anra bekhanand vali moshkele man ine ke har azizi ke mikhahad matlabi ro dar weblogash begzarad ghab gozashtane an az man ezaje begrad
fekr nemikonam in darkhaste ziyadi bashad


توي اين غربت پر هول و هراس
دارم عين ماهيها جون مي كنم
خسته ام از تظاهر به ایسادگي
جاي دندون هزار گرگ به تنم
نه كسي مي دونه كه من چي مي خوام
نه خودم دونستم عيب كار كجاست
تا به هر كي مي گي عاشقي چيه
مي گه بگذر، عاشقي تو قصه هاست
کاش هنوز اونقدر بچه بودیم که
غصههامون تو آغوش مادرامون با یه نوازش مادرانه فراموش میشد...
و دردهامون با یه بوسهی مهربانانهاش...
کاش هنوز اونقدر بچه بودم که
که چینهای چادر مادرم میتونست منو از مشکلات حفظ کنه
کاش هنوز بچه بودم!!
اون وقت!
با گریه دلمو میگرفتم جلوش و بهش نشون میدادم چطور...
تا با لبخندی...
میبوسیدش و
دست میکشید رو موهام...
گونهام رو نوازش میکرد... اشکامو پاک می کرد و
با همون لبخندش آروم می گفت:
خوب میشه! ببین امروز چقدر بزرگ شدی!!
و من سرمو میذاشتم رو دامنش تا همه تلخیهام رو از گریه کنم...
میدونم هنوز بلده تکه به تکهی دلم رو آروم کنه
میدونم هنوز میتونه ترک به ترکش رو با مهر پر کنه
میدونم همه عطش دلم رو با عشق سیراب میکنه... میدونم!
ولی میترسم
میترسم غم رو مهمون دل مهربونی کنم که نگاهش مرحم دردهامه
کاش هنوز بچه بودم...
کاش...کاش.

