کلبه تنهايي
به سراغ من اگر مياييدنرم واهسته بياييد. مباداکه ترك بردارد, چینی نازک تنهايي من
کیسه
کوچک چایی تمام عمر دلباخته ی لیوان بود
ولی
هر بار که حرف دلش را می زد
صدایش
در آب جوش می سوخت و ساكت مي شد ... کیسه
کوچک چای با یک تیکه نخ رفت تا به ته لیوان
رسيد
حرف
دلش را آهسته گفت ... لیوان
سرخ شد
کاش در صفحه
ي شطرنج دلت شاه عشق بودم و
با کيش رخت مات مي شدم زندگي
بازي شطرنجي نيست که
در آن با کيش کسي مات شوي زندگي
تک تک اين ثانيه هاست که در آن نقش تو پيداست there is a old sing yesterday was history tomorrow is mystery but today is a gift آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم . از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم . ما آمده بوديم كه تا مرز رسيدن . همراه تو فرسنگ به فرسنگ بميريم . salam dostane aziz az hamaton mazerat mikham ke bedone inke khabareton konam weblogro baraye modati tatil kardam mamnon az hamaton ke mano dar in modat tanha nazashtin man baz ham bargashtam shayad natonam mesle ghadim posthaye jadid ro zod be zod benevisam baz ham az hamaton mamnonam ke mano tanha nazashtin حيف که وقتي بر ميگردي من خيلي پيرم


ميرم من از اينجا من نميخوام عاشق بميرم...


