کلبه تنهايي
به سراغ من اگر مياييدنرم واهسته بياييد. مباداکه ترك بردارد, چینی نازک تنهايي من
عشق یعنی:یک تبسم یک
نگاه من تماشایش ولی با
اشک و آه عشق یعنی:یک بغل
دلواپسی عشق یعنی:این دلم کم
طاقت است با وجودش بی قراری
عادت است عشق یعنی:او اگر
چیزی نگفت تو بگویی راز دل را
هم نخست عاشقم...... کاغذ سفيد هر چه قدر هم که تميز و زيبا باشد کسي آن را قاب نمي گيرد براي ماندگار شدن بايد حرفي براي گفتن داشت تقدیم به آنکه دارمش دوست گر مهتاب از تن بکند پوست سلام به همه ی دوستان عزیز . امروز میخوام یه پست خیلی متفاوت بذارم . این پست هم مثل پستهای قبلیم نیست که شعری یا سخنی عاشقانه باشه . این یک سواله که میخوام برای همتون بیان کنم و اینکه از همتون جوابی میخوام و میخوام نظرتون را درباره سوالم بپرسم . سوال من اینه که آیا واقعا انرژی هسته ای حق مسلمه ماست یا نه ؟؟ قبل از اینکه بخوای جوابی از طرف دولتمردان که اونا همش توی سر ما کردند که هر چی اونا میگند درسته بگین بله . میخوام این مطلبو درست بخونید . همه ی ما میدونیم که کشورهای اروپای غربی تکنولوژی بالایی دارند و اگر کسی منکر این مسئله بشه واقعا باید به علمش شک کرد . چند وقته پیش توی تلویزیون در شبکه اخبار چیزی را نشون داد که واقعا ناراحت کننده بود . انگلیس حدودا از 40 ساله پیش انرژی هسته ای داشته در 3 قسمت جزیره . در حال حاضر به علت اشعه های این انرژی خیلی از موجودات زنده ی اون ناحیه ها مشکل دار شدند و دولتمردان انگلیس درگیر این مسئله هستند . در طول این 40 سال 2 تا از پایانه های این نیروگاه ها خراب شده . و الان حرف این هست که میخواند سومین پایانه را هم خراب کنند . حدود تخمینی که برای خراب کردن این پایانه لازمه 4 بیلیون پونده که اگر بخواند این پایانه را به طور صحیح و بی خطر جمعش کنند لازمه تا این حد خرج کنند . در بعضی از خبرها در مورد این مشکل در آمریکا هم صحبت میشه یا مشکلاتی که در روسیه افتاده برای این انرژیو همچنین نیروگاه هسته ای چرنوبیل . چند روز پیش داشتم در وبلاگ یکی از دوستان مطلبی میخوندم درباره ی مشکلات ایران که به حد سرسام آوری گرانی و تورم وجود داره بنزین به طور دیوانه واری در حال صعود از قله های تورمه و اینکه تمامی به دنبال همدیگر در حال بالارفتن از این قله هستند . و اینکه حقوق مردم هنوز در قعر دره هاست . واقعا دولت نهم یا دولت هشتم یا همون دولتی که از اول اومد به ایران به این مسایل فکر میکردند . آیا اون افرادی که رفتند داخل خیابونا و خیلی هاشون هم جون خودشونو از دست دادن به این مسایل فکر میکردند ؟؟؟؟ چند روز پیش با مادرم در ایران صحبت میکردم و سخن از گرونی و تورم بود . من از تورم انگلیس می نالیدم و میگفتم از 3 ساله پیش تا الان بنزین حدود 20 پنس بالا رفته ولی این تورم در اینجا قابل پذیرشه چون به اندازه ای که تورم بالا میره پایه ی حقوق هم بالا میره . در حال حاضر من دانشجو هستم و نیمه وقت کار میکنم با همین کار نیمه وقت به اندازه ی کافی پول در میارم و زندگی خوب و آرامی دارم . در آخر حرفام میخوام اینو بگم که در اوایل انقلاب اسلامی ایران تورم شروع به افزایش کرد . فقرا بیشتر شدند و به دنبال فقرا معتادان بودند . بیکاری به طور سرسام آوری بالا میره و هر ساله عده ی زیادی از دانشگاه ها بیرون میاند و با مدارکی که دارند باید مسافرکشی کنند . و در حال حاضر هم به دلیل انرژی هسته ای صورت تورم به نهایت خود رسیده . و آیا شما فکر می کنید با این همه خرجی که برای انرژی هسته ای پرداخت شده و قراره پرداخت بشه و تمامی مشکلاتی که در آینده با داشتن این انرژی قراره پیش بیاد و تمامی مشکلاتی که برای مردم ایران زمین پیش اومده این انرژی چیز خوبیه ؟؟؟؟؟ به نظر من که این انرژی به درد نمیخوره . در این دوره که تمامی کشورهای اروپایی به این نتیجه رسیده و به دنبال انرژی های دیگر هستند ایران شروع کرده به ساخت نیروگاه هسته ای . تمام کشورهای دیگر به دنبال انرژی خورشیدی هستند یا انرژی باد به وسیله توربین یا انرژی که میشه از زمین گرفت بخاطر اینکه این انرژی ها بی خطر و سالم هستند . به نظر من انرژی هسته ای حق مسلم هیچ کشوری نیست بخاطر اینکه ضررهایی که به طبیعت و موجودات وارد میکنه خیلی زیادتر از این است که بخواد سود داشته باشه . حالا بعد از خوندن تمامی این حرفا میخوام ازتون بپرسم : آیا به نظر شما انرژی هسته ای حق مسلم ماست ؟؟؟؟ با تشکر از آرین برای تایپ فارسی تو اون شمع مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گل وار به پایم شکستی قلم زد نگاهت به نقش آفرینی پری زاده!! عشقو مه آسا کشیدی تو دانسته بودی چه خوش باورم من تا گفتم کی هستی؟ تو گفتی یه بیتاب تا گفتم دلت کو؟ تو گفتی که دریاب قسم خوردی بر ما که عاشق ترینی همون لحظه ابری رخ ماهو آشفت گذشت روزگاری از اون لحظهءناب در اون درگه عشق چه محتاج نشستم تو از این شکستن خبر داری یا نه؟ هنوزم تو شبهات اگه ماهو داری سلام به همهءدوستان عزيزبالاخره 1 سال گذشت و وبلاگم يکساله شد و به لطف و
مرحمت همهء شما دوستان عزيزم که با راهنماييها و انتقادات بجا منو همراهي
کردين راه يکساله رو با هم پشت سر گذاشتيم در طول اين مدت از همهء شما
عزيزان خيلي چيزها ياد گرفتم و اميد دارم که شما هم از من و وبلاگم راضي
بوده باشيد و در آينده هم منو همراهي کنيد در اين يکسال دوستاني هم بودن
که بيشتر با من همراه بودن و ميخواهم ازشون تشکر جدا داشته باشم از نادره
عزيز گل
رز فاطیما یوسف فریبا فرشیده شروین بیتا
سالک نرگس
بابک
قوجا اوغلو
حسن
توکلی رودسری عشق
ما(فاطمه)
آرمین
نسترن
بابک
عاشق
داداش رضا
و دوست خوب و مهربون و گل قديمیم
ارغوان عزيز م و مرتضی آرین متشکرم
از
همهء شما عزيزان
عشق یعنی:یک تبسم یک
نگاه من تماشایش ولی با
اشک و آه... عشق یعنی:یک بغل
دلواپسی عشق یعنی:این دلم کم
طاقت است با وجودش بی قراری
عادت است عشق یعنی:او اگر
چیزی نگفت تو بگویی راز دل را
هم نخست عاشقتم...... خسته خسته ام ... از زمانه از صدایه گریه های بی بهانه خسته خسته ام...از عبور لحظه ها از لحظه های بی تپش بی ترانه خسته خسته ام... از فراق و انتظار از سکوت هر شب کنج خانه خسته خسته ام...از شنیدن قصه های عاشقانه ازدلدادگیهای صادقانه و رویاهای کودکانه خسته خسته ام...از عشقی که شد همبستر کینه های ابلهانه یاد گرفتم که 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند. 2. با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند . 3. از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود . 4. تنهایی را به بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم به همان قدر که چشم تو پر از زیباییست بی تو دنیای من ای دوست پر از تنهاییست این غزلهای زلالی که زمن میشنوی چشمه جاری اندوه دلی دریاییست چند وقت است که بازیچه مردم شده ام گرچه بازیچه شدن نیز خودش دنیاییست دل به دریا زده تا بازهم آغاز کنم ماجرایی که سرانجامش یک رسواییست امشب , ای آینه تکلیف مرا روشن کن حق به دست دل من عقل و یا زیباییست دلخوش عشق شما نیستم ای اهل زمین به خداوند که معشوقه من بالاییست این غزل نیز دل تنگ مرا باز نکرد روح من تشنه بي پروايي ست

روزی که دلم پیش دلت بود گرو
دستان مرا سخت فشردی که نرو
روزی که دلت به دیگری مایل شد
کفشان مرا جفت نمودی که برو

تقدیم به آن که قلبم از اوست
هرگز جدا نگردد از یادم دوست


سوختم , باران بزن شايد تو خاموشم کني
شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني
آه باران من سراپاي وجودم آتش است
پس بزن باران بزن شايد توخاموشم کني









