کلبه تنهايي
به سراغ من اگر مياييدنرم واهسته بياييد. مباداکه ترك بردارد, چینی نازک تنهايي من
واسه دریای
ترانه تو بیا ساحل بسازیم بیا از دلای
سوخته ما دوباره دل بسازیم بسازیم ترانه
عشق واسه قلبای شکسته تو بااون صدای سازت
من با این صدای خسته آخه داغ بی صدایی رو
تن ترانه مونده خیلی وقته هیچ صدایی واسه
عاشقا نخونده روی کاغذای کهنه قافیه رنگشو
باخته هر کسی واسه سکوتش یه عالم بهونه
ساخته من و تو جنس صداییم با ترانه آشناییم
تو سکوت عاشقونه ما صدای عاشقاییم نگو از
صدای خسته نگو سازمون شکسته همه امید عاشقان
به همین ترانه بسته وقتي تو آمدي و دستت را به سويم دراز کردي گفتم ــ از قفس چه مي داني ؟ گفتي : آزادي از تنهايي ؟ گفتي : همزباني از محبت ؟ : عشق از دوستي ؟ : صداقت از بهار ؟ : طراوت از سفر ؟ : انتظار از جدايي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ : ........ باز هم گفتم جدايي ؟ سکوت تو مرا شکست و به گريه انداخت . به چشمانت نگاه کردم و گفتم بگو ... تو آغوش به رويم گشودي و گفتي : جدايي ، هرگز ... بي تو من مي ميرم ________________________________ نادره با سلام مجدد و با اجازه چون خودت گفتی فکرته ممکنه بگی فکرت به من چه ربطی داره البته که به همه’ اونایی که بازدید کننده’ وبلاگت هستند مربوط میشه زیرا تو دوست داری که از وبت دیدن کنند و مطالعه بشه پس ای عزیز باید کمی به فکر خوانندگان هم باشی وبا نوشته هات بهشون روحیه بدی نه اینکه اونا رو به یاد غصه هاشون بندازی!!! چرا؟؟؟بهت میگم یه کم صبر!!! میدونی؟بد هم نیست آدم به فکر مشکلات و مسایل احساسی که در اطرافش اتفاق می افته باشه و خودشو گرفتار دنیای بیخبری نکند اما هر چیزی حدی داره بنظر خودت بهتر نیست یه کمی هم چشمتو به روی زیبایی های دنیاوآفرینش باز کنی و این همه خودتو مشغول غمها و مشکلات و سختیها نکنی؟ به نظر میاد جوانتر از این هستی که از حالا بخواهی اینقدر کم بیاری و همش توی نوشته هات از یا’س و نا امیدی بگی میدونی هنوز راه خیلی درازی در پیش داری هرچند که گذر عمر اونقدر سریع اتفاق می اوفته که به اندازه’ یه چشم بر هم زدنه اما مقابله با مشکلاتم اونقدر زمان رو کند میکنه که مو هاتو سفید و کمرتو خمیده کنه تا به این واقعیت برسی که(این موها توی آسیاب سفید نشده اند) پس تلاش کن در راه زندگی ات مثل آب روان و با نفوذ سنگها رو بشکافی و پیش بروی و در مقابل مشکلات هم مثل کوه مقاوم و محکم باش و این شعری که اینجا نوشتی رو با صدای محسن چاوشی گوش کردم.قشنگ خونده و اتفاقا با سوز دل بچه ای کوچک که پناهی جز آغوش مادرش نداره خونده ولی واقعیت اینه که این مسایل هست و هیچ راه فراری هم ازش نیست پس باید برای هر مشکلی از این نوع آمادگی داشت حتی شاید روزی برای عزیزی از تو یا من این اتفاق بیافته و ما باید مقاومت خودمون رو زیاد کنیم برای پذیرفتن اینها بهتره بیشتر در وبلاگت اززیباییها بگی و بیشتر امید بدهی به خوانندگانت هرچند که گاهی وقتا هم از قشنگیها میگی اما اونقدر کمرنگه که غمها و نگرانیهات روپررنگتر نشون میده همیشه موفق باشی و امیدوارم از حرفام نرنجیده باشی ............................................... سلام به همهءدوستان عزیزم این پست اصلا ربطی به خودم نداره این پست حرف خیلی از انسانهایی است که عزیزی رو یا بچه هایی که پدر یا مادرشونو از دست دادن اما در این متن از مادر استفاده شده چون مادر عزیز ترینه و البته این یک واقعیته و سراسر غم تقریبا اکثر پست های من واقعیته های روزگار... خوب از این بگذریم و اما خواهشی که از شما دارم!!! لطفا در نظراتتون انتقادهای سازنده تونو رو باز گو کنید تا بتونم برای بهتر شدن وبلاگم راههای مناسب رو پیدا کنم دوست دار همیشگی شما راهنمایان خوبم هکر سر خاک مادر من هیچ کسی گریه نکردش بابا هم هیچی نمی گفت با همون نگاه سردش بابایی بهونه کرده جای تو توخونه ما یکی رو نشونه کرده واسه من قصه می خونه می دونه دوسش ندارم ولی باز پیشم می مونه توی تخت تو بخوابه چرا اون تو خونه ماست یه سوال بی جوابه گلای یاس تو باغچه غروبا بونه میگیرن همشون یه عهدی بستن سر خاک تو بمیرن قاب عکس سرد و خالی آخرین خنده مادر گل سرو یادگاری ولی با گلای پرپر نادره سلام عزیز میگی با نظرات کمکت کنیم تا کارت بهتر بشه و ایراد هاتو رفع کنی؟میدونی انتقاد تعریف کردن نیست؟بلکه ایراد گرفتنه؟ بنابر این اگه احساس کردی آمادگی شنیدنش رو داری و مهمتر توان تغییر افکار و احساستو داری بگو تا نظرمو بگم و ازت انتقاد کنم و الا اگه قرار بشه ما بگیمو تو هم محل نذاری پس چه فایده؟ دوست داشتی در همین قسمت بسم الله رو بگو تا بریم جلو اگرم خواستی میتونی بگی نظرمو خصوصی برات بفرستم اما اگه اینطور نباشه بهتره تا ببینی چند نفر با نظر من موافقند ............................................................ salam va javabiye be doste aziz nadereh من از ياران مينويسم از اسرار شقايق مينويسم نه از باران نه از شبنم نه از گل این
داستانک رو امروز توی یکی از ایمیل هام
دیدم.
حس
عجیبی بهم داد برای اولین بار بود که می دیدمش اما خیلی آشناست .
با
نگاه اول به دلم نشست .
نمی
دونم ، شاید یکی از تیکه های گمشده ی پازل
روحم رو پیدا کرده م !؟ نویسنده
ش هر کی که هست ، مطمئنم اینو با دلش
نوشته ، و شاید برای دلش
! همه ي مداد رنگي ها مشغول بودند... به جز مداد سفيد... هيچ کسي به او کار نمي داد... همه مي گفتند:{تو به هيچ دردي نمي خوري}... يک شب که مداد رنگي ها...توي سياهي کاغذ گم شده بودند... مداد سفيد تا صبح کار کرد... ماه کشيد... مهتاب کشيد... و آنقدر ستاره کشيد که کوچک وکوچک و کوچک تر شد... صبح توي جعبه ي مداد رنگي... جاي خالي او... با هيچ رنگي پر نشد گريه هايم بي صداست عشق من بي انتهاست رد پاي اشک هايم را بگير تا بداني خانه ي عشقم کجاست 

ایرادی به نوشته هات نیست چون اقتباس است اصل ایراد به طرز
HAKER be nadere
salam doste aziz . omidvaram ke halet khob bashad
shoma dorost migin .dar webloge man faghat ghamhaye mardom neveshte shode be 2 dalil
1=chon man khodam delam gerefte va mikham ba khondane in dast neveshteha kami arom besham
2. inke dost daram be komake in weblog kesani ke toye khoshi ghargh shodan ye kam be khodeshon biano darde diagaron ro ham ehsas konan va hamash dar bikhabari tey nakonand
vali chon dar gozashte ham dostani azam khastan ke neveshtehamo shad tar konam chashm saye khodamo mikonam
baraye ghadame aval music weblogo taghir dadam ke omidvaram dostan azize iran ham betonan beshnavand.
baz ham ba enteghadhaton mano dar behtar kardane in weblog hamrahi konid
HAKER

مادرم باید بدونی
جای تو شبها میادش
ولی من هنوز نذاشتم
-----------------------------------------
man az hame khastam ke iradamo begiran
doroste ke az har ensani irad begiri narahat mishe
va man ham az in ghaziye mostasna nistam
vali hamishe adam ba eshtebahatesh be behtarin chizha mirese
pas be fekre narahatiye man nabashid va enteghadatetono begin 
اتل متل جدايي،
عروسكم كجايي؟
گاو حسن پريشون،
يه دل داره پرازخون،
عشقم رفت هندستون،
خونه ام شده قبرستون،
يه عشق ديگه بردار،
يه دنياغصه بردار،
اسمشو بذاربچگي،
تااخرزندگي ...
هآچين وواچين تموم شد،
عمرمنم حروم شد
_______________________________
سلام به همهءدوستان عزيز
در حال حاضر مشکلي پيش اومده براي بلاک فا و اونم اينکه وقتي من ميخواهم براي شما عزيزان نظر بدهم چون آدرس وبم رو به
www.haker1988.coo.ir
تغيير داده بودم در حال حاظر نميتوانم اين آدرس رو توي قسمت نظرات بنويسم
چون آگهي تبليغاتي محسوب ميشه و نظر هم ثبت نميشه
به همين دليل من پسوند وبلاگم رو به همون
.blogfa.com
تغيير دادم
اگر بازم مشکلي پيش آمد لطفا اطلاع بدهيد تا رفعش کنم
ممنون از همهءشما



